|
گلگشت
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال
جهان از باد نوروزی جوان شد زمین در سایه سنبل نهان شد قیامت می کند بلبل سحر گاه مگر گل فتنه آخر زمان شد؟ ز رنگ سبزه و شکل ریاحین زمین گویی به صورت آسمان شد صبا در طره شمشاد پیچید بنفشه خاک پای ارغوان شد بهار آمد ، بیا و توبه بشکن که در وقتی دگر صوفی توان شد ز رنگ و بوی گل اطراف بستان تو پنداری بهشت جاودان شد ولیکن اوحدی را برگ گل نیست که او آشفته روی فلان شد (اوحدی مراغه ای)
غار ناشناخته کبوتر
هامپوئیل
غار قرمز——- هماتیت نارنجی ——- جیوه غار رودافشان (جاده فیروز کوه)،علیصدر(همدان) و کتله خور (زنجان) از جمله غارهایی است که تشکیلات آهکی در آنها به وفور یافت میشود . این غار در کمره کوهی صخره ای، رو به جنوب قرار گرفته است،و از بستر رود خانه موردی چای حدود 1600متر ارتفاع دارد.دهانه غار 8متر است و ارتفاعش به 25 تا 40 متر می رسد.طول وعرض میدان اول غار(تالار) ،تقریباً40در 60 متر است.در ابتدای ورود به غار ،کتیبه ای به زبان روسی دیده می شود کهتاریخ آن مربوط به سال 1925 میلادی است.اخمیت غار کبوتر به خاطر وجود چاههای عمیق ومخوفی است که به صورت تندره های سنگی و تالارهای بزرگ دیده می شود.این غار بیش از غارهای دیگر مورد توجه غارشناسانف محققان و کوهنوردانی است که همه ساله برای بازدید از آن به این منطقه سفر می کنند. از دهانه غار که وارد می شویم به محوطه وسیعی می رسیم که در سقف آن دو حفره جالب توجه وجود دارد. در قسمت شمال شرقی انتهای میدان اول، راهرویی بسیار تنگ وجود دارد که دو راه به میدان اول، یکی به سمت داخل غار و راه بعدی که راه تنگی است به محوطه دیگری در جنوب شرقی غار باز می شود. در سمت شمالی و شمال شرقی میدان دوم، چهار حفره وفرورفتگی گود به چشم می خورد که نشان دهنده وجود چهار حلقه جاه عمیق است. همه ساله تغییرات زیادی در ئاخل غار اتفاق می افتد. تغییرات عمده میدان اول و دوم از نظر زمین شناسی پیدایش خاکستر است، که گاهی تا قوزک پا و حتی تا زانو می رسد. در اطراف چاهها و دیوارها و سقف میدان دوم رسوبات آهکی و استتلاکتیت، مناظر جالب توجه و زیبایی به وجود آورده است. هوای غار بسیار مرطوب است و در انتهای آن به خصوص در کنار چاه سوم و چهارم هوای کافی وجود ندارد و برای رسیدن به کنار چاههای غار، بدون تجهیزات کافی مانندطناب، نورافکن، وسایل ایمنی، کپسول هوا و راهنما امکان پذیر نیست. در حال حاضر این غار تحت مدیریت و بهره برداری سازمان یافته نیست. 1 - زنده دل، حسن و دستیاران، مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی(1) استان آذربایجان شرقی، 1376،نشر ایرانگردان انتخابات (در انتخابات شرکت نمی کنیم!)
از منظر ما دانشگاهیان متاسفانه در اثر ضعف علمی و راهبردی ونیز نگرش کوته بینانه مدیران اجرایی و اصحاب رسانه ها مخصوصاً گزارشگران و گویندگان ...اصطلاح شرکت در انتخابات در قاموس سیاسی و اجتماعی کشور ما جایی برای خود پیداکرده است.
چنانکه در تمام لایه های اجتماع مورد استمال قرار می گیرد تا آنجا که حتی در محیط دانشگاهی ،مثلاًدر دانشگاه علامه طباطبایی که بزرگترین و علمی ترین دانشگاه در حوزه علوم انسانی در خاورمیانه است متداولاً مطرح می شود.در این خصوص ناگزیر از ذکر چند نکته ایم:1-نخست اینکه اساساً نفس این سوال بخصوص در باره ملت ما اشتباه است.مگر از انسان یا از یک شهروند می پرسند که:آیا شما تغذیه دارید؟آیا از سامانه های حمل و نقل استفاده می کنید؟آیا خرید می کنید؟پس انتخابات را که از لازمه های زندگی اجتماعی است مگر می شود کنار گذاشت یا نسبت به آن بی اعتنا بود؟2-به قول رییس جمهور نکته سنج وهوشیارمان دکتر احمدی نژاد این سوال راباید از آنهایی کرد که در انتخابات شرکت نمی کنند.باید پرسید چه مشکلی ،چه مسئله ای وجود دارد که در انتخابات شرکت نمی کنید؟کدام استثنا و کدام اتفاقی رخ داده که از شرکت در انتخابات ناتوانید؟خدای ناکرده چه معضل وچه مرضی مانع از شرکت شما در انتخابات می گردد؟3- به زعم ما ،شرکت در انتخابات یعنی حضور در پای صندوق های رای و انتخاب هوشمندانه نامزدهای اصلح ،طبیعی و عادی است،ما نباید در انتخابات شرکت کنیم ما نباید بدین سطح بسنده کنیم ما نباید به حداقلها اکتفا نماییم بلکه ما باید در انتخابات مشارکت نماییم و آن هم از نوع فعالش.یعنی اگر درحین انتخابات عرصه شکل گرفت که نیاز باشد ما نقش فعالتری ایفا کنیم باید این ذهنیت و آمادگی را داشته باشیم بدین سان که اگر نیاز باشد باید آستینها را بالا زد و به دست اندرکاران کمک نمود،شاید نیاز باشد از جیبمان خرج کنیم،یا در حفظ نضم و ایجاد امنیت ایفای نقش کنیم،یا کمکی در امور تدارکاتی و تهیه آذوقه کادر اجرایی انتخاباتداشته باشیم،ما نتنها نباید از این کمک و پشتیبانی احتمالی ابا کنیم بلکه با افتخار به استقبال آن رفته و در آینده با عزت و غرور از آن یاد کنیم. ما نباید در انتخابات شرکت کنیم ما باید در انتخابات مشارکت نماییم جامعه ما باید این دو اصطلاح را از هم تشخیص داده و تفکیک نماید و استفاده بجایی از آنها داشته باشد. مشارکت در انتخابات اسلامی تر ، فراگیرتر ،کارآمدتر و مدنی تر از شرکت در انتخابات است 4-به انتخابات بایستی از زاویه حق و تکلیف نگریست،برای شهروند عادی یک حق و تکلیف است،اما وقتی واقع بینانه تر در آن دقیق شویم برای اقشار فرهیخته و دلسوز مخصوصاً دانشجویان اول تکلیف و بعد حق است، یعنی اول باید کاشت وانگهی برداشت! 5-در جامعه باب شده که در انتخابات شرکت می کنم مثلا: تا مشت محکمی بر دهان صهیونیسم و آمریکا و....بزنم که این موضع از طرف مسئولین و رسانه نیز تقویتمی شود،حا اگر فردا پس فردا آمریکا و ایادی آن در مقابل جمهوری اسلامی ایران کوتاه آمدند و ودر زیر بال و پر این نظام قرار گرفتند که در کوتاه مدت احتمال آن می رود و در بلند مدت قطی است این پرسش مطرح می شود که آیا در چنان شرایطی نیازی به شرکت فعال مردم انتخابات نیست؟ و حضور مردم درصحنه عبث، و در نتیجه مردم در انتخابات شرکت نخواهند داشت؟در حالیکه ابداً ای طور نیست بلکه انتخابات در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران طاعت و عبادت خداست،بیعت با حضرت حجت عج ا... ،شهدا و امام شهدا و ولایت مطلقه فقیه است. انتخابات در نظام مقدس جمهوری اسلامی انتخاب راهبرداست، تجدید قواست،پیام صلح و عزت و اقتداراست،یا مثل نماز در پایان جملات و عباراتی جهت کاربرد پیشنهاد می گردد - جهت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات پیشنهاد شما چیست؟ - شما در چه حوزه ها،تخصص ها وزمینه هایی مایل به مشارکت در انتخابات هستید؟ - مشارکت مردم در انتخابات چه اثری در کشور و چه پیامی به جهان می تواند داشته باشد؟ - احساس شما از مشارکت فعال مردم در انتخابات چیست و آن را به چه چیزهایی تشبیه می کنید؟ -... تثبیت اسلام
السلام علیک یا اهل بیت النبوه
السلام علیک ایها السید الشباب اهل الجنه دوره سلطنت استبدادي معاويه شروع شد.عجب است كه آن سال را سال جماعت«عامالجماعه» نام گذاردهاند، حال آنكه بايد نام آن سال را سال تفرقه و زور و ظلم گذارد.سالي كه امامت و خلافت به سلطنت كسرايي و قيصري تبديل شد.» (رسائلالجاحظ،ص 294) روی سخن امام رضا (علیه السلام) در این گفتار با مامون است. جریان آن چنین است: که روزی مامون خدمت امام رفت و با خود نامه بزرگی همراه داشت. در حضور امام نشست و نامه را برای امام خواند. در آن نامه آمده بود که برخی روستاهای کابل به دست لشکریان اسلام فتح شده است. خواندن نامه که پایان یافت، امام به مامون فرمودند: ـ فتح روستایی از شهرهای شرک و کفر تو را خرسند ساخته است؟ مامون گفت: آیا این خبر خوشحالی و شادمانی ندارد؟ پس از این گفتگو، امام جملات یاد شده را فرمودند، و به او گفتند: تو عدالت را در داخل کشور اسلامی برقرار کن و فقر و محرومیت را از بن بر کن و به مشکلات مردم رسیدگی کن. این مایه خرسندی و خشنودی یک حاکم مسلمان است، نه کشور گشایی و فتوحات تازه و افزودن بر قلمرو جغرافیایی کشور اسلام، بدون این که محتوای اسلام و جوهر دین که عدالت است، اجرا شده باشد.
شهادت رحمت اللعالمین نبی اعظم(ص) وکریمه اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) وعالم آل محمد امام رضا(ع) را تسلیت عرض می نماییم. شهادت حاجی خیبر
شهادت حاج محمد ابراهيم همت 19 اسفند 1362
شهيد محمد ابراهيم همت در دوازدهم فروردين سال 1333ش در شهر قمشه (شهرضا) در استان اصفهان به دنيا آمد. وي پس از اخذ ديپلم،به دانشسراي تربيت معلم اصفهان وارد شد و با اتمام تحصيل و خدمت سربازي، تدريس در مدارس شهرضا را آغاز كرد. پاسداران انقلاب اسلامي، به عضويت اين نهاد انقلابي درآمد و در اوايل سال 1359 براي دفع ناآراميهاي پاوه راهي اين شهر گرديد. حاج همت، حدود دو سال در كردستان بود و در اين مدت، بيش از بيست عمليات كوچك و بزرگ را فرماندهي كرد. محمد رسول اللَّه (ص) رسيد. حضور در عمليات بزرگ بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر و فرماندهي عملياتهاي رمضان و مسلم بن عقيل نيزدر اين دوران روي داد. عمليات بزرگ خيبر، در حالي كه كمتر از سي سال داشت به معشوق حقيقي رسيدو به لقاءاللَّه پيوست. پيكر پاك اين رادمرد بزرگ جبهههاي حق عليه باطل پس از تشييعي با شكوه، در گلزار شهداي شهرستان شهرضا به خاك سپرده شد. امانتداری
كارگر شهرداري بناب 45 ميليون ريال پول گمشده
را به صاحبش برگرداند
«بهمن كريمي» هنگام انجام وظيفه مبلغ 45 ميليون ريال پول
نقدو چك پيدا كرد كه در اولين فرصت با شناسايي صاحبش،
مبلغ مذكوررا به وي بازگرداند. شهردار بناب به خاطر اين كار
اخلاقي و انساني،بهمن كريمي را مورد تشويق قرار داد. منبع:کیهان
ما هم برای این هموطن سعادت وسلامت و موفقیت روزافزون
را از درگاه خداوند خواستاریم.
گفت و شنود
مرتیکه کودن
گفت: بسياري از مقامات آمريكايي، جرج بوش را
يك آدم كم عقل و كودن مي دانندكه از درك
جزيي ترين مسايل عاجز است.
مرد دنيا انتخاب شد.
مي توان يك موضوع ساده را به بوش فهماند.
پيوست، پرسيد، رحمت ايزدي كيه؟ گفتند؛
منظورمان اين است كه به ديار باقي شتافت.
پرسيد،ديار باقي كجاست؟گفتند؛ يعني
پدرت دار فاني را وداع كرد. پرسيد،
دار فاني ديگه چه نوع داريه؟ با عصبانيت به او
گفتند؛مرتيكه احمق،پدر خرت مرد. و يارو با
تعجب گفت؛خر من كه پدر نداشت!
سلام علی آل یاسین
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ......... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا .....تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن ....... عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش ............. عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن ..... در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ...... فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم ......... گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ............... عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع)..... گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید اربعین عاشورا
السلام علیک یا ثارالله السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین زندگی غیر از عقیده و جهاد نیست. (امام حسین ع)
و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
منابع آزمون کارشناسی ارشد- مدیریت آموزشی
استعفای مدرس جنگ هاى نرم
مرگ ناگهاني پيتر ملين
خانواده هسته ای
بندر شهید رجایی
موج شیعگی
بازيكن نيجريهاي تيم فوتبال سپاهان شيعه شدبازيكن اهل نيجريه تيم فوتبال فولاد مباركه سپاهان باحضور در مركز جهاني تخصصي حضرت ولي عصر(عج) (شعبه اصفهان ) با برزبان آوردن شهادت ثالثه ( اشهدان علياً ولي الله ) رسما "شيعه شدن خود را اعلام كرد . " كبير بلو " بازيكن اهل نيجريه كه پيش از اين مالكي مذهب بود پس از برزبان آوردن شهادت ثالثه گفت : من بدون هيچ تريدي به اين نتيجه رسيده ام كه تشيع نزديكترين و برترين راه براي تقرب به خداست . اين بازيكن 24 ساله افزود : من حدود 2 سال است كه به حقانيت تشيع پي برده ام و عبادات خود را براساس مكتب اهل بيت( ع ) انجام مي دهم . كبيربلو تصريح كرد : من باتمام وجود معتقد به فضيلت و عصمت اهلالبيت پيامبر اسلام( ص)هستم و براين باورم كه پيامبراكرم(ص)، امام علي ( ع ) را رسما به عنوان جانشين خود تعيين نمودند و در روز عيد غديرايشان را به مقام پيشوايي جامعه اسلامي منصوب كردند . وي افزود : پيامبر اسلام به مسلمانان فرمودند كه با آن حضرت به عنوان امير مومنان بيعت كنند . اين فوتباليست جوان ، نهضت عاشوراي حسيني و مجالس سوگواري امام حسين( ع) را از جذابترين شاخصهاي فرهنگ تشيع خواند و هدايت خود را مرهون آن دانست . جمهوری اسلامی ایران در 1404
چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در 1404 هجری شمسی با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه ریزی شده و مدبرانه جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی ، در چشم انداز بیست ساله : جامعه ی ایرانی در افق این چشم انداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت:
ملاحظه : در تهیه، تدوین و تصویب برنامه های توسعه و بودجه های سالیانه، این نکته مورد توجه قرار گیرد که شاخص های کمی کلان آنها از قبیل: نرخ سرمایه گذاری، درآمد سرانه، تولید ناخالص ملی، نرخ اشتغال و تورم، کاهش فاصله درآمد میان دهک های بالا و پایین جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و تواناییهای دفاعی و امنیتی، باید متناسب با سیاست های توسعه و اهداف و الزامات چشم انداز، تنظیم و تعیین گردد و این سیاست های و هدفها به صورت کامل مراعات شود. دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام (بهار 83)
گفت و شنود
حرم الشریف
تاریخ حرم بیتالمقدس
رضا شکیبایی
سه دین آسمانی در این محل تلاقی كردهاند و اینجا تبدیل به مكانی شده است كه از قرنها پیش خبرسازترین مناطق دنیاست. «گودوآدوبویون» (1) بعد از تصرف قدس در گزارش خطاب به پاپ* نوشت: «اگر میخواهید بدانید با دشمنانی كه در اورشلیم به دست ما افتادند چه معاملهای شد همین قدر بدانید كه كسان ما در رواق سلیمان و معبد، در لجهای از خون مسلمانان میتاختند و خون تا زانوی مركبها میرسید.»(2) زمین سنگی مسجد مانع فرو رفتن خون كشتهها میشد و فرمانده صلیبی در گزارش خود اغراق نكرده است. احتمالا گردن زدن هفتادهزار نفر از مردم شهر میتوانسته چنین منظرهای را به وجود بیاورد، ضمن اینكه شاهدان دیگری هم عینا ماجرا را همین طور نقل كردهاند. هنگامی كه موسی (ع) قوم خود را از مصر بیرون آورد و در بیابان «تیه» اقامت كردند خداوند به موسی فرمان داد تا قبهای از چوب اقاقیا بسازد با اندازههایی كه از طریق وحی تعیین شده بود و تابوت عهد را در آن قرار دهد و قربانگاهی برای ذبح تعبیه نماید.
***
هر كدام از قبههای كوچكی كه در صحن حرم مشاهده میشود، به پیامبری مربوط است، قدمگاه یكی یا محل قضاوت دیگری و...
پینوشت: ------------------------------------------------------- 1- اولین فرمانده اروپاییها در جنگهای صلیبی.
سیاره نمکین
» شوری محیط پیدایش حیات در مریخ را نامحتمل می کند
براساس تازه ترین شواهد جمع آوری شده توسط یک کاوشگر ناسا که بر سطح مریخ می گردد، سیاره سرخ در بخش اعظم تاریخ خود به علت تراکم بالای سدیم قادر به میزبانی حیات نبوده است. یک محقق ممتاز ناسا می گوید تراکم بالای مواد معدنی در آب در مراحل اولیه مریخ، آن را حتی برای سرسخت ترین ارگانیسم های ذره بینی غیرقابل تحمل می کرده است. سرنخ های ضبط شده در صخره هایی که زمانی غرق در آب بود حاکی از آن است که محیط مریخ هم اسیدی و هم شور بوده است. این تحقیق توسط یکی از دو کاوشگر آژانس فضایی آمریکا بر مریخ به نام "آپورچونیتی" انجام شده است. عشق و شکیب
پير رياضت ما عشق تو بود، يارا گر تو شکيب داري، طاقت نماند ما را پنهان اگر چه داري چون من هزار مونس من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا روزي حکايت ما ناگه به گفتن آيد پوشيده چند داريم اين درد بيدوا را؟ تا کي خلي درين دل پيوسته خار هجران؟ مردم ز جورت، آخر مردم، نه سنگ خارا آخر مرا ببيني در پاي خويش مرده کاول نديده بودم پايان اين بلا را باد صبا ندارد پيش تو راه، ورنه با نالهاي خونين بفرستمي صبا را چون اوحدي بنالد، گويي که: صبر ميکن مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا اوحدی مراغه ای خلیفه البوش
برخي کارشناسان حامي بوش معتقدند مک کين بهترين جانشين براي بوش است.
ميبينيد که اين يکي از دلايلشه نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران
ناگفتههای نهضت ملی شدن صنعت نفت
گفت و گو با حجت الاسلام روح الله حسینیان
آیت الله کاشانی به دلیل مقبولیتی که بین عالمان بزرگ بلاد داشت،توانست مراجع محلی را به صحنه بکشاند و آنان با حمایت از آیت الله و صدور بیانیه امواج مردمی ایجاد کردند.
پس مصدق از چه وقتی به نهضت مردمی ملی شدن صنعت نفت پیوست؟
ممکن است اقدامات آیت الله کاشانی را پس از بازگشت به ایران توضیح دهید؟
عملیات قتل رزمآرا توسط فداییان اسلام چقدر اهمیت داشت و این عمل چه نقشی را ایفا كرد؟ حاج رضوان
سیاست خارجی ایران و ماجرای سلمان رشدی
سیاست خارجی ایران و ماجرای سلمان رشدی 23 بهمن 1386 چکیده: «روحانیون و مردم عزیز حزبالله و خانوادههای محترم شهدا حواسشان را جمع كنند كه با این تحلیلها و افكار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است كه تحلیلگران امروز ده سال دیگر بر كرسی قضاوت بنشینند و بگویند كه باید دید فتوای اسلامی و حكم اعدام سلمان رشدی مطابق قوانین و اصول دیپلماسی بوده است یا خیر؟ و نتیجهگیری كنند كه چون بیان حكم خود آثار و تبلیغاتی داشته است و بازار مشترك وكشورهای غربی علیه ما موضع گرفتهاند، پس باید خامی نكنیم و از كنار اهانتكنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مكتب بگذریم»
تظاهرات بر علیه سلمان رشدی مرتد در پاریس با پایان جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامهی 598 شاید گروهی تصور میكردند میبایست جهتگیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی به سوی واقعگرایی و تصور واقعی از صحنهی روابط بینالملل سوق یابد؛ ولی اهانت سلمان رشدی به مقدسات اسلام و شخص پیامبر اسلام (ص) و واكنش شدید امام خمینی نسبت به وی، ثابت كرد كه در هر شرایطی امام اجازه نمیدهد تا خللی در اصول سیاست خارجی ایجاد شودو مبارزه با جهان كفرو شركت تعطیل نخواهد شد. امام خمینی در ماههای آخر عمر شریفشان نه تنها از اصول و ارزشهای انقلابی دست نكشیدند،بلكه در راه مبارزه با غرب و شرق برای اعتلای ارزشهای اسلامی مصممتر نیز شدند. فهرست احتمالي نامزدهاي اصولگرايان در تهران
دانشگاه مراغه
بر اساس موافقت شوراي گسترش آموزش عالي كشور، دانشگاه مراغه از سال آينده در رشتههاي گياهپزشكي ـ حشره شناسي، زراعت و رياضي محض ـ آناليز دانشجوي كارشناسي ارشد ميپذيرد. به گزارش روابط عمومي وزارت علوم، اين دانشگاه كه تا سال 84 به عنوان دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز فعاليت ميكرد، پس از استقلال و ارتقاء به مجتمع آموزش عالي در سال 84 و ارتقاء به دانشگاه مراغه در سال 85، روند رو به رشدي داشته است. در حال حاضر بيش از 1000 دانشجو در دو دانشكده كشاورزي و علوم پايه در حال تحصيل هستند. دستور زبان عشق
یکی از آخرین شعرهای قیصر امین پور >>> دستور زبان عشق حزبا... لبنان؛ يک تاريخچه کوتاه
حزبا... لبنان؛ تصويرى فراتر از کليشهها
حزبا... لبنان؛ يک تاريخچه کوتاه نوشته اگوستوس ريچارد نورتون
تحولات لبنان را به دقت دنبال مىکند، در کتاب «حزبا...: يک تاريخچه کوتاه» موفق مىشود براى نخستين بار و به دور از پيشداورىهاى مرسوم در رسانههاى غربى، تصويرى نسبتا واقعبينانه از حزبا... لبنان ارائه دهد. ذوالجناح
ويژگيهاي «ذوالجناح» عاشورا در کلام امام موسی صدر
گمراهي، زمانه اباعبدالله الحسين(ع) را فرا گرفته بود. وقتي كه ما سالروز واقعه كربلا را فرصتي مغتنم ميشمريم و گردهم ميآييم و آن حادثه را در گوش، قلب، و وجود خود تكرار ميكنيم، با آن قهرمانيهاي جاويدان پيوند مييابيم؛ قهرمانيهايي كه ريشه ستم و ستمگران را بركند و نقاب و پرده از چهره عصيانگران و منافقان برافكند.
اين حادثه جاويدان كه مشعل فروزنده نسلهاست، تنها براي روزگار امام حسين(ع) نيست. ابعاد اين حادثه از يك رنجش عاطفي و تراژدي بشري در ميگذرد و الگويي شايسته پيروي براي تمام نسل ها ميگردد و واقعه، با همه تفاصيل و ثمراتش به همه نسلها ميآموزاند و راههاي نجات و رهايي را فراروي آنها، ميگشايد.امت ما و ديگر امتها، همواره به اين آموزهها و عبرت ها، نيازمند بودهاند. عاشورا در زمان خاصي واقع شد، كه آن زمان با پيشينه خاصي پيوند دارد. هنگامي كه اين پيشينه را بررسي ميكنيم شدت و عظمت اين حادثه غمانگيز و ابعاد اين نبرد را در مييابيم. نقشهاي براي زشت جلوه دادن اسلام و از بين بردن آن، در حال شكل گرفتن بود. اين نقشه از زبان يزيد بن معاويه بر ملا گشت، هنگامي كه او مغرورانه و پيروزمندانه در كاخ خود نشسته بود و سر حسين در برابرش قرار داشت. هدف يزيد از شعر «ابن ذي بعره» كه به آن استشهاد كرد، آشكار ميشود. او در حالي كه با خيزران خود، بر لب و دندان پسر رسول خدا ميزد، گفت: لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحي نزل[1] چه كسي اين حرف را ميزند؟ يزيد. او خود را اميرمؤمنان مينامد و بر منبر رسول خدا مينشيند و به نام اسلام بر مردم حكومت ميكند. از درون، اسلام را به مبارزه ميخواند و آنچه را با فداكاري ها، مجاهدت ها و مصيبت ها به دست آمده است، ابزاري براي فرمانروايي ميداند، نه پيامي براي آزادي انسانها. معاويه آغازگر اين نقشه بود و سپس زمينه ادامه آن را براي پسرش يزيد فراهم كرد، يزيدي كه پيش از خلافت و در روزگار جوانياش، دربارهاش گفته ميشد: او مردي مغرور، بيبند و بار و فاسق است. هنگامي كه معاويه يزيدي را كه تاريخ او را قاتل افراد بيگناه و هتك كننده نواميس مي خواند و مردم، هيچ گونه امنيت و آسايشي از ناحيه او ندارند، بر مسند خلافت مينشاند و او را بر مردم مسلط ميگرداند و بيعت با او را بر مردم لازم ميشمارد، روشن ميشود كه كاربي اندازه خطرناك شده است و يزيدي كه از اسلام ميگويد و اسلام را نه وحي و رسالت، بلكه بازيچهاي براي حكومت كردن در دست بنيهاشم ميداند، خليفه مسلمانان ميشود. و مردم خاموش، آرام، هراسان و طمعكارند، نه قدرتي در دست دارند و نه فضل و كرمي، آزادگان آوارهاند و مردم در اين فضا خاموش. يزيد نيز هر چه بخواهد انجام ميدهد؛ حرمت مردم را هتك ميكند و ارزش ها را زير پا مينهد. در اين شرايط ودر برابر سكوت امت بر ستم ها مردم هر روز شاهد ظلمي وقتلي هستند، و در برابر ديدگان خويش رنج، مصيبت و تجاوز ميبينند. در برابر اين واقعيت و اين وجدان هاي ترسان يا به خواب رفته، فداكاري بزرگي لازم است تا وجدان هاي خفته را بيدار كند و احساسات را برانگيزد. حادثه كربلا در شرايط مناسبي رخ داد و همه اسباب و لوازم براي اين شرايط آماده بود، و حوادث به هم پيوسته سال هاي گذشته نيز به اين واقعه قدرت ميدهند. يزيد اميرمؤمنان و خليفه مسلمين ميشود و از امام حسين بيعت ميخواهد. امام حسين در برابر اين پيشنهاد چه كند؟ آيا بيعت كند، و به اعمال يزيد مشروعيت ببخشد، در حالي كه يزيد هماني است كه ميگويد:لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحي نزل پس مسئوليت حسين چه ميشود؟ مگر رسول خدا در بازگشت از حجه الوداع نفرمود: «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي ما ان تمسكتم بهما لن تضلّوا و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»[2] پيامبر با اين كلام، فرزندان خود را خليفه وبالاتر از آن آنان را پاسداران اسلام معرفي كرد. هر كدام از آنان پاسدار قرآن، دين و شريعت بودند و به همين دليل پيامبر امانت بزرگي را بر دوش آنان نهاد كه نميتوانستند از آن شانه خالي كنند. امام حسين(ع) در يكي از سخنان خويش ميفرمايند: «لم تُشَذُّ عن رسول الله(ص) لحمته»[3] براي شخصي مثل امام حسين(ع)، فرزند رسول خدا(ص)، ياور بزرگوار و ريحانه دنياي او، امكان ندارد كه به امانت رسول خدا خيانت ورزد و در برابر ستم، كژروي و ادعاهاي يزيد سكوت كند، يا با آن همگام شود. امام حسين(ع) چارهاي ندارد؛ نه ميتواند سكوت كند و نه همراهي. يزيد ميخواهد طرحش را عملي كند، ميخواهد احكام اسلام را يكي پس از ديگري از ميان بردارد. چنان كه ميدانيم يزيد با شهر پيامبر(ص) آن گونه رفتار كرد كه در پي اعمال وحشيانهاش صدها تن از صحابه و تابعين به قتل رسيدند و كوشيد تا به بهانه دستيابي بر عبدالله بن زبير مكه مكرمه را نيز تصرف كند و تصميم داشت كعبه را ويران سازد. اين مردي است كه ميخواهد ريشه اسلام را بركند احكام آن را بميراند و انتقام عقدههاي خود را از پيامبر(ص) و مقام رسالتِ او بازگيرد، حسين(ع) چگونه ميتواند با او برخورد كند؟ هنگامي كه سر امام حسين(ع) و برادرانش نمايان گشت يزيد شعري براي آنها ميسرايد: لما بدت تلك الرؤوس وأشرقت تلك الشموس علي ربي جيرون نعق الغراب فقلت تصح أولا تصح إنّي أخذت من النّبّي ديوني [4] در برابر اين منطق بر ماست كه نسبت به پي آمدهاي اين واقعه، هوشيار باشيم. حسين(ع) شوريد ولي براي علاقه به شورش نبود، او جنگيد و كشت اما به دليل علاقه به قتل و خونريزي نبود، تنها براي پاسداري از اسلام بود. اين مردي كه ميخواهد، دِين خود را از پيامبر(ص) بستاند، شعري از «ابن زبعري» ميخواند: لست من هند اذا لم انتقم من بني احمد ما كان فعل[5] اين مرد بقاي اسلام را بر نميتابد، به درون اسلام نفوذ كرده و بر كرسي خلافت تكيه زده است و بر آن است اسلام را از بين ببرد، و مردم خاموش، آرام، همگام، ترسان و طمعكارند؟ پس حسين(ع) چه كند؟ طبيعتاً مسئوليتش اين است كه بپا خيزد، كه او پاره تن رسول خدا(ص) است، فرزند دختر(ع) اوست و نميتواند از مسئوليت خود شانه خالي كند. وظيفه دارد اهداف يزيد را از ميان بردارد و توطئه او و همراهانش را از ريشه بركند. آيا ميتواند چنين كند؟ حسين(ع) يك نفر است و اندك افرادي با او هستند. آيا بر اساس عقل و محاسبات طبيعي ميتواند بر يزيد غلبه كند؟ خير!پس چه كند؟ حسين(ع) كوشيد تا تمامي نيروها و امكاناتش را بسيج كند؛ همه هستي، زبان، فكر، اهل بيتش از زن و مرد و آنچه را در اختيار داشت در كفه ترازو نهاد و با آنها نيروي زيادي فراهم كرد تا بنياميه و قصرها و اميران و فرمانروايان و دستگاههاي تبليغاتي و سخنوران آنها و هر آنچه را در اختيار داشتند از هم بپاشاند و از بين ببرد. بر اساس محاسبات مادي، برابري وجود ندارد. حسين(ع) با هفتاد نفر، دشمنانش سي هزار نفر و پشت آن ده ها هزار سپاهي و نظامي ديگر. دستگاههاي تبليغاتي كه مردم را در جهان اسلام فريب مي دادند، حسين(ع) را خارجي شمردند. شريح قاضي در حكم خود مي نويسد: «او از حد خود تجاوز كرده و آنگاه با شمشير جدش كشته شد» شهرها براي كشته شدن حسين(ع) جشن گرفتند. همه جا سخن از پيروزي خليفه بود و از خطري كه صفوف يكپارچه مسلمانان را ميشكافت و اختلافاتي كه ميان مسلمانان پديد آمده بود. اين فضاي فريبنده كه دستگاه هاي تبليغاتي يزيد آن را ساخته بود، بيش از پيش بر بلاها و مشكلات افزود. از همين رو حسين(ع) شرايط موجود را ارزيابي كرد و دريافت كه با محاسبات مادي، با اين توانمندي ها نميتواند خود و هدفش را به پيروزي برساند. در اينجا بود كه از زبان رسول خدا(ص) فرمود: ان الله شاء ان يراك قتيلاً»[6] و همچنين از زبان حضرت(ص) افزود: «ان الله شاء ان يراهنّ سبايا»[7] بنابراين، حسين(ع) از چيزي كم نمي گذارد؛ هستي، روح، زبان، فكر و قلبش را بر ميگيرد و به آن، نوزاد كوچك، فرزند رشيد و تمام ياران و برادرانش را ميافزايد و به فرزندان ابوطالب كه در مدينه هستند، مينويسد: «الا و من خرج منكم معي يقتل و من لم يخرج لن يبلغ النصر»[8] اي خويشاوندان من! اي اهل بيت من! گمان مبريد اگر مرا رها كرديد، به پيروزي خواهيد رسيد، به بزرگي دست خواهيد يافت و زندگياي همراه با سر بلندي و عزت خواهيد داشت. بلكه پس از من زندگي شما خواري در خواري و ننگ در ننگ خواهد شد. يزيدي كه حرمت رسول خدا(ص) را هتك ميكند، فرزند رسول خدا را به شهادت ميرساند، به محمد بن حنفيه و ديگرِ هاشميان و فرزندان و نوههاي ابوطالب رحم نخواهد كرد.و چهره «حجاج بن يوسف ثقفي» را پيش رويشان ترسيم كرد. حجاجي که بازماندگان خاندان علي و بنيهاشم و دوستدارانش را با تهمت به زندان ميافكند و زنده دفن ميكند. آيا حسين(ع) همه اينها را از خانوادهاش پنهان ميدارد تا آنها را به خروج با خويش تشويق کند؟! نه، هرگز. بلکه بدون اينكه آنها را بفريبد و يا بگويد كه اگر شما با من خارج شويد پيروز خواهيد شد. مي فرمايد: پيروزي با ماست، امّا همراه با مرگ و شهادت، و اين مسأله را به خانوادهاش تأكيد كرد. پس هر كه خواست با حسين(ع) خارج شد و هر آن كه خواست بازماند. امام حسين با اين كار خود نشان داد كه ميخواهد بيشترين نيروي انساني را در اين جنگ نابرابر بسيج كند و هنگام ترك مدينه با آن شعار روشن خود اعلام کرد: «به خدا سوگند از روي سرمستي، طغيانگري، ظلم و فساد قيام نكردم، سلطه و حكومت بر مردم را نميخواهم. استبداد نميخواهم. همانا اصلاح در امت جدم راهر اندازه كه در توانم باشد، خواستارم. ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و در اين راه زندگي خود را تنها ضمانت قرار دادهام. ان الله شاء ان يراك قتيلاً. كلامي بود كه از زبان حضرت رسول(ص) نقل كرد. هنگامي كه در مدينه بيعت به حسين(ع) پيشنهاد شد، آن را رد کرد. سپس فهميد به او اجازه نخواهند داد تا بيعت نكند و او را خواهند كشت. او نميخواهد مکارانه به قتل برسد. از مدينه قيام كرد و شعار روشن خود را سر داد؛ كه او اصلاح ميخواهد. به مكه رفت و در آنجا با مردم ديدار كرد و مسأله را شرح داد وحقيقت را برايشان روشن ساخت. او ميدانست كه موج گمراهي و اباطيل و شبهات جهان اسلام را آكنده كرده است و به همين دليل حسين به هر چيزي متهم خواهد شد. بنابراين ميخواست با روشنگري خود، حقايق را آشكار كند و پرتوهاي روشن كنندهاي را بر آن سفر بيفكند تا سفرش سرمشقي شود كه در تمام مراحل تاريخ بتوان به آن اقتدا كرد. به انتظار روز ترويه ـ روز هشتم ذي الحجه ـ هنگامي كه پيمان كامل ميشود و حاجيان از راههاي مختلف به مكه ميرسند، نشست. هزاران بلكه دهها و صدها هزارحاجي در مكه جمع شدند. هنگامي كه ديدند حسين با اندك يارانش و تعداد زيادي از زن و فرزندانش بر خلاف راه، از مكه خارج ميشود، شگفت زده شدند. آنها كعبه را كه مقصد و هدف تمام حاجيان است، ترك ميكنند. روز ترويه پيش از اينكه مناسك حج را كامل كنند، عمره مفرده بجاي ميآورند، كعبه را ترك ميكنند و از مكه خارج مي شوند . شگفت زده شدند و پرسيدند: اي فرزند رسول خدا دليل اين كار چيست؟ گفت: من بيعت نميكنم ولي يزيد جماعتي را فرستاد كه در زير لباسهاي احرام شمشيردارند ، و بر آنند تا خون مرا بريزند و من نميخواهم مقدسات الهي و حرم خداوند هتك حرمت شود. ميخواهم خارج شوم. بيرون رفت و كلام مشهور خود؛ «خط الموت علي ولد آدم مخط القلاده علي جيد الفتاه»[9] را فرمود. من از مرگ نميترسم مرگ گردنبند و زينت است و هميشه آدمي را در بردارد. هر كجا كه باشيد مرگ شما را در مييابد. پس هيچ گريز و فراري از آن نيست. مرگ با عزت زينت انسان است چنانكه، حيات با خواري و پستي، شايسته انسان نيست. «چقدر من شيفته و مشتاق ديدار گذشتگانم هستم ،چون اشتياق يعقوب به يوسف». سپس شرح ميدهد: «و اختير لي مصرع أنا ملاقيه، كأني بأوصالي تقطعها عسلان الفلوات، بين النواويس و كربلاء، فيملأن مني أكراشاً جوفاً، و أجربه سغباً، لا محيص عن يوم خط بالقلم. رضا الله رضانا أهل البيت، نصبر علي بلائه و نوفي أجره أجر الصابرين. ألا و من كان منكم باذلاً مهجته متشوقاً الي لقاء الله فليرحل معنا فاني راحل غداً ان شاء الله»[10] و با اين خطبه ابعاد سفر خود را روشن مي سازد و اهدافش را بيان ميكند. او از مرگ نميهراسد و مشتاق ديدار پدرانش است. او نبايد از مسئوليتهايش شانه خالي كند.او سالك و رهرو اين راه است و ميداند كه درندگان صحرا و گرگانش او را خواهند دريد. چرا؟ معدههاي خالي و غلافهاي گرسنه از من پر خواهد شد. غرض از كشتن من جز پر كردن شكمها و جيبها نيست. بدون بازدارنده و مانعي از دين و انسانيت ، براي شكمها و جيبهايشان ميكشند و ميدرند.و حسين بر آن بوداين مسأله را در سفرش ثابت كند. مرحله به مرحله حركت كرد و در هر منزلي شعار خود را اعلام داشت و از حقيقت پرده برداشت و ابعاد حركت خود را بيان كرد، تاهرچه بيشتر افكار عمومي را بسيج كند، و حقيقت را به آنها بفهماند. قصد دارد آنها را برانگيزاند و پيامدهاي امر را برايشان روشن سازد، ميخواهد به سكوت پيشگان و مدارا كنندگان بگويد شما تا كي نشسته ايد و سكوت ميكنيد؟ اين چهره يزيد است. ننگريد كه او به اسم اميرالمؤمنين و خليفه مسلمين بر مسلمانان فرمانروايي ميكند. به شعر و نرمشش نگاه نكنيد، بلكه به واقعهاي كه حسين قهرمان آن است بنگريد. سرانجام حسين وارد كربلا شد و در خطبه معروفش: «الا ترون ان الحق لايعمل به و ان الباطل لايتناهي عنه، ليرغب المؤمن الي لقاء الله محقاً»[11] كوشيد تا حقيقت را براي اصحابش بيان كند. اين كلام از هدف، راه و درد حسين پرده برميگيرد. او از نرسيدن حق به صاحبانش و طغيان و سركشي باطل در همه جا دردمند است. اين چنين قيام كرد و اين چنين به قتل و شهادت رسيد و اين گونه بر همگان روشن شد كه آنها مردان و كودكان را ميكشند، بدنها را له ميكنند، زنان را به اسيري ميگيرند، خيمهها را آتش ميزنند و حتي شهداء و قربانيان را نيز از آب محروم ميكنند و سپس مردههاي خود را دفن ميكنند و بدنهاي طاهر و پاك را زير خورشيد، در معرض هر خطري، رها ميكنند. حسين تا اين اندازه، حقيقت بنياميه را آشكار كرد و نقاب از چهره واقعي يزيد برداشت و تأكيد كرد كه اين مرد به رسالت اسلامي و ارزشهاي انساني و هيچ چيزي پايبند نيست و من براي همين قيام كردم و پنهان را بر شما آشكار ساختم..... ....اگر حسين نبود، يزيد شناخته نميشد، چرا كه با بسياري از راهها و روشها چهره خود را ميپوشاند و ميتوانست در پس اين نقابها اسلام را با حكمي پس از حكم و امري پس از امر و موضعي پس از موضع نابود كند. ولي حسين همه اينها را روشن ساخت و يزيد و بنياميه را رسواي امت کرد. و سپس به آنها گفت: اي مسلمانان، شما داوري كنيد. اين حكمران شماست كه بر شما چيره است. به چهره او بنگريد. او را چگونه مييابيد؟ آيا قبول ميكنيد كه در برابر او كرنش و بيعت کنيد؟ يك تن نزد حسين تنها يك نفر نبود، بلكه يك تن سلاحش بود. يك طفل در پيش اوفقط يك طفل نبود، وسيلهاي براي سوزاندن نقابها و روشن كردن حقايق بود. لشكر دشمنان به چشم خود ديدند كه شبِ حسين، نماز و نيايش و دعا و تسبيح است و شب دشمنان، شراب و فسق و فجور و توطئه . دريافتند كه جنگ حسين جنگ شريف و مقدسي است، كه در گرو شخص نيست. تا اينكه در صبح عاشورا حسين همراهانش را به همان وصيت اميرالمؤمنين به يارانش در همه جنگها، و پيش از او رسول خدا، معلم، پيامبر و سرور آنها، وصيت كرد: «لا تبدأوهم قبل ان يبدأوكم»[12] حتي روز عاشورا، هنگامي كه حسين محاصره و روشن شد گريزي از مرگ نيست، باز هم جنگ را آغاز نكرد و به جنگ هم فرمان نداد. پس مردم، حاضرين و تماشا كنندگان و از پس آنها تمام امت اسلامي دريافتند كه جنگ حسين، جنگي شريف است و جنگ يزيد، جنگي ظالمانه. باقي نميگذارد، رها نميكند، كوچك و بزرگ را ميكشد، آب را ميبندد، زنان را به اسيري ميگيرد، خيمهها را به آتش ميكشد و پس از آن دستور مي دهد اجساد را له كنيد. انتظار دارد كه شنهاي روان صحرا، جسم حسين و اهل بيتش را بپوشاند و اثري از آنها بجاي نگذارد. اين حادثه به آن شكلي كه حسين آن را در پيش گرفت، حقيقت را آشكار كرد و واقعيت را نشان داد و حقيقت را برابر امت نهاد و اين امت بود كه از خلال اين تصوير داوري كرد. امت دريافت كه سكوت جايز نيست و مدارا ذلت و پستي است و كسي كه در برابر حق سكوت ميورزد و چيزي نميگويد، شيطاني لال است. امت همه اينها را فهميد و حركت را آغاز كرد. انقلابي بعد از انقلاب، حركتي بعد از حركت و اعتراضي بعد از اعتراض. ونهضت درلشكرگاه با زن و مردآغازشد،در هر شهري كه قافله اسيران از آن ميگذشت،آنگاه كه مردم درباره آنان وازواقعيت امر ميپرسيدند، زينب حقيقت را برايشان روشن ميساخت، فرياد سر ميدادند و خود را سرزنش ميكردندو براي جنگ با دشمنان قيام ميكردند. حركتها و سپس قيام توابين آغاز شد. پس ازآن مختار بن ابيعبيدالله ثقفي و سپس گروهي از اينجا و گروهي از آنجا. تا اينكه عباسيان آمدند و بنياميه را نابود كردند. در اين مدت، از كشته شدن حسين تا انقراض بنياميه، شعار بلند تمام انقلابيها و همه معترضين و مخالفين «يا لثارات الحسين» بود. پس انتقام، آرزو، انگيزه و محرك تمام اين حركات، حسيني بود. چگونه حسين توانست تمام اين وجدانهاي غافل و خواب را برانگيزد؟ با نماياندن حقيقت در برابر ديدگان مردم. با راهش، با مرگش،و با روشن كردن اين مطلب كه بنياميه، اينچنيناند. يزيد ميخواست اسلام را ريشه كن كند. اما پس از انقلاب حسين، يزيد نيز عقب نشست. چرا كه ديد عزاي حسيني در خانه خودش بر پا داشته شده، اطرافيانش شروع به توبيخ و ملامتش كردند .پس گفت: «خداوند ابن مرجانه را بميراند، او در اين مسأله عجله كرد.» يزيد مسئوليت را بر دوش پسر مرجانه يعني ابن زياد گذاشت و با اين كار نتوانست از اهداف امام حسين آگاه شود و تاوان اين كارش را پرداخت. وپس از آن و در طول تاريخ، اين انقلاب از صحرا و از ميان شنها به سراسر جهان اسلام منتقل شد. سال به سال و نسل به نسل و قرن به قرن انتقال يافت تا اينكه امروز در پيش روي ما است و ما از آن استفاده ميكنيم و بهره ميبريم و هر روز از آن يك امر جديد و تصحيح جديد، موضع جديد، حركت جديد، انقلاب جديد و عمل صالح و از خود گذشتگي كامل و مفيد در راه دفع تاريكي و ظلم و راندن باطل در مييابيم. او فرمود: «الا ترون ان الحق لايعمل به و ان الباطل لايتناهي عنه»[13] همين دو عامل كافيست تا «ليرغب المومن الي لقاء الله محقاً» امروز و هر زماني كه در برابر اين تصوير جاويدان ميايستيم، در برابر اين چراغ روشن از خون حسين، در برابر آن منارهاي كه بر جمجمههاي ياران حسين بنا گشته است، در برابر اين واقعهاي كه خون پاك او و پسران و كودكانش منشأ ظهور آن گرديده، در برابر اين منظرهاي كه در آن جانفشاني پيرمردي، چون حبيب بن مظاهر كه پا به هشتاد سالگي نهاده و نوجواني همانند قاسم بن الحسن را كه به سن بلوغ نرسيده است، مييابيم. فداکاري سفيد پوست در کنار فداکاري سياهپوست. فداكاري دوست در كنار فداكاري دشمنِ توبه كرده اي چون «زهير بن القين» و «حر بن يزيد رياحي». ايثار و جانفشاني برازنده مردان و زنان است، فداكاري براي هر فردي ميتواند باشد. ولي اين مجموعه، واين برگزيدگان كه با حسين بودند، همه وجودشان را در راه ريشهكني ظلم نثار كردند و هر آن كس كه تمام وجودش را در كفه ترازو بگذارد، پيروز است. به ياد ميآورم كه روزي همراه با جمعي از برادران فلسطينيمان در مصر بوديم، بر سر سفره نشسته بوديم كه يكي از جوانان در بين غذا خوردن برخاست و گفت: خداحافظ و حاضران پاسخ دادند: «به سلامت». هيچ صداي ناله يا خداحافظي بلند نشد، نه از زنان و نه از مردان! از آنان پرسيدم كجا ميرود؟ گفتند: به جبهه. تعجب كردم؛ « هيچ بدرقهاي نميكنيد؟ گفتند: نه، نسلهاي خود را بهاي آزادي قدس قرار داده ايم» و آن كسي كه نسلش را، خودش را در راه آزادي امتش وقف كرده باشد، پيروز ميگردد. اين همان معياري است كه حسين به ما ميآموزد. حسين ميگويد: يزيد هر چه بزرگ باشد، و سپاهش هر چه عظيم باشد و هر اندازه كه عوامفريبياش گسترده و دامنهدار باشد و هر اندازه كه افكارش جهنّمي و گسترده باشد، فداكاري را در ميدان بياور، تا همچون دستههاي ملخ پراكنده شوند و از تو فرار كنند. يكي از محدثين در «كتاب السير» ميگويد به خدا قسم هرگز كشتهاي را نديدم كه فرزندش و خانوادهاش همگي كشته شده باشند، تشنگي او را بيازارد،ولي صورتش همچون قرص كامل ماه . بر او هجوم بياورند و چون او به آنها حمله كند همچون دستههاي ملخ آنان را بپراكند. حسين نه تنها در آن صحرا بلكه در طول تاريخ در برابر ستمگران ايستاد.در آن صحرا در برابر سي هزار نفر بود، اما در تاريخ، در مقابل صدها گروه قرار داشت. و ظالمين و اهل باطل را چون دستههاي ملخ پراكنده ساخت .اين تصوير روشن ميسازد كه حق پيروز خواهد شد، حق از خداوند است، و حق است كه غالب خواهد شد. قرآن كريم ميگويد: «بل يقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق» (21 ، 18)( بلكه حق را بر سر باطل مي زنيم، تا آن را در هم كوبد و باطل نابود شونده است) اين منطق قرآن است. ما امروز در اين جا، مكان پرتوافشاني، علم، بخشش، فداكاريها، جايي كه بر هر سنگ آن اثري و طهارتي و فداكاري و سخاوتي و بخششي ميبينيم، در هر سنگي تلاشي ميبينيم، خون دل مهاجري، خون دل مقيمي و احساسات و افكار مبارزان را در اين مكاني كه براي كشف حقايق و روشن شدن آن بنا گشته است، آشكارا سخن ميگوييم تا بر گمراهي و عوام فريبي فائق آييم؛ قصد نابود كردن و خراب كردن نداريم و خواهان فساد نيز نيستيم، قصد ما اصلاح امتمان است ،آن هم در حد توانمان. «ألا ترون انّ الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه» بهاي آن «ليرغب المؤمن الي لقاء الله محقّاً». بهاي آن اين است: حضوري مصمم. در خواستي حق جويانه. اهداف چيست؟ بازگرداندن حق شهروندان. آيا شيعيان جز شهرونداني شريف، پاك، باوفا، وطن دوست، مرزدار، مرزبان، پرداخت كننده ماليات، آباد كنندگان مزارع، با فرهنگ، اهل انديشه و عمل، اديب، مهاجر و مقيم، كارگر و تاجر، بزرگان و صاحب هر هنر و صنعتي هستند؟ چه كساني بهترين مردم در اين كشورند؟ و لبنان، بهتر و شايستهتر براي آنها (شيعيان) است و آنها نيز بهتر و شايستهتر براي اين كشورند. نابودي آن را نميخواهند، پاسداري آن را خواستارند، پاسداري آن از راه عدل و عدالت. «كه حكومت با كفر باقي ميماند و با ظلم نه» وقتي ميگوييم شيعه، نه از اين جهت كه شيعه هستند. همه انسانها محترمند. تمامي هم ميهنان محترمند. ما خواستار حق شيعيان و غير شيعيان هستيم، خواستار حق هر محرومي و خواستار آبادي همه منطقهها. عاقلانه نيست كه يك متر زمين در بيروت قيمتش ده هزار ليره باشد و دهها هزار متر زمين در مكانهاي ديگر يك ليره باشد. اين امري غير معقول است. عاقلانه نيست كه در مدت 4 سال، 948 ميليون ليره خرج شود، ولي 1 قرش آن در مناطق محروم و عقب افتاده هزينه نشود. دفاع از حقوق انسانها، از جمله اهداف اساسي اباعبدالله الحسين است. ما خواستار حق تمامي شهروندان هستيم. خواستار آبادي مناطق، همه منطقهها. نه فقط جنوب و بقاع و هرمل. حي المسلم و كرنتينا كه با ديدنش عرق بر پيشاني مينشيند، فقط اين ويا آن را نميخواهيم بلكه خواستار آبادي عكار، مناطق جبيل و مناطق جبل لبنان و هر منطقه عقب مانده و رشد نيافتهاي هستيم كه در اين سرزمين است. لبناني متحد و برابر ميخواهيم كه در آن عدل و عدالت حاكم باشد و همه شهروندان را به ديده احترام بنگرند. خصوصيت تاريخي لبنان، هم زيستي بزرگوارانه است، هر آوارهاي براي خود زندگي آبرومندانهاي داشته و هر گروهي كرامت و عزت. وطنمان را بر اين اساس بنا مي کنيم، بر اساس برابري، شايستگي و عدالت. آيا معقول است 19 ميليون براي آسفالت جادهها خرج شود، در حاليكه يك فلس آن براي جنوب خرج نشود؟ حمايت از جنوب و هموطنان از خواستههاي ماست. گفته ميشود لبنان به واسطه ديپلماسي و دوستيهايش، سرزمين (خود) را حفظ ميكند. اما آيا نبايد از هم ميهن دفاع كرد؟ هم ميهن را رها ميكنيد تا ذليل شود؟ تا بميرد؟ تا رزق و روزي او بريده شود؟ تا ذليل و پشيمان و سرشكسته به سوي بيروت و صيدا سرازير شود. كدام منطقه، در كدام كشور اين گونه بي دفاع مانده است؟ ما كرامت همه محرومين راو حق همه محرومين را خواستاريم. آباداني هر منطقه عقب مانده، حق هر هم وطني از هر گروه و حزب كه باشد؛ كارگر، كشاورز، فرهنگي، دانشجو، معلم، بزرگ، كوچك. هر كسي كه محروم باشد، بر ماست كه در كنار او باشيم. حتي در قواي سه گانه، سركشي يك قوه بر ديگري پذيرفته نيست، تجاوز يكي بر ديگري را نميخواهيم. ما خواستار عدالتيم. امام حسين ميفرمايد: «الا ترون ان الحق لا يعمل به». اي حسينيان! اين مسأله چيزي نيست كه من از خودم درآورده باشم. نگوييد تو روحاني هستي و اين مسائل ربطي به تو ندارد. اميرمومنان علي بن ابيطالب ميفرمايد: «همانند چهار پاي در بند آفريده نشدم كه همه تلاشم براي علف، و گرفتاريش رفت و آمدش است. اگر چنانچه تمامي دغدغه خاطر انسان زندگي، پر كردن شكمش و گرفتاريش باشد، علي اين را چهار پا ميخواند. نه به خدا من هم كه فرزند علي هستم، آفريده نشدم تا مثل چهارپاياني باشم كه تلاشش براي علف و گرفتاري او، رفت و آمدش باشد. آيا رسول خدا نفرمود: «به خداوند و روز جزا ايمان نياورده است، كسي كه شب را با شكم سير صبح كند، در حاليكه همسايهاش گرسنه است.» بنابراين ميگوييم: «به خداوند و روز جزا ايمان نياورده است كسي كه در بيروت با خيالي آسوده و خشنود بخوابد و همسايهاش در جنوب در ترس بسر بَرَد. به خدا و روز جزا ايمان نياورده است كسي كه سرمست بخوابد و همسايهاش غرق غم و اندوه باشد. كسي كه زير سقف ميخوابد و همسايهاش سرپناه ندارد. كسي كه با تن درستي بخوابد و همسايهاش مريض باشد، كسي كه مدرسه دارد و همسايهاش مدرسه ندارد. تمامي اينها از لوازم ايمان است. آيا ما شخص خاصي را ميخواستيم؟ آنگونه كه ميخواهيد اشخاص را انتخاب كنيد و در آمدها را مصرف كنيد ولي حق ملت، حق مظلوم. حق شهروند، حق طوايف، حق گروهها، حق مناطق بايد (به صاحبانش) برسد و اگر نرسيد اين جمله را تكرار كنيم كه «الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لايتناهي عنه ليرغب المومن الي لقاء الله محقاً». حسين معتقد است كه انسان در برابر ظلم نميتواند صبر پيشه كند. حسين ميفرمايد: «فوالله لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برماً»[14] عدالت و كرامت سهم همگان است، و شيعه از جمله آنها است و جنوب جزء آن است و بقاع و هرمل جزء آن است، بزرگ داشتن آنها، كرامت اين وطن است. (عدالت) از همه چيز براي شما بهتر است. آيا آنچه را مجله «اكونوميست» نوشت، نخوانديد و ترجمه آن را كه ديروز در روزنامه «النهار» نوشته شد؟ بخوانيد آنچه را درباره جنوب و درباره شيعيان نوشته شد. اين ديدگاه يك انسان بيطرف است. اي مسئولين از روي نرمي و ترحم ميگويم و از كسي بدمان نميآيد، دلسوزي بر آنها (شيعيان) ميكنيم. چرا كه خانههايشان را خراب ميكنند و وطنشان را ويران. ما در اين وطن حق داريم. ما جماعت حسيني هستيم. ما در كاروان حسين ميرويم. ما انقلابي همراه حسين هستيم. ما تاريخ را آن گونه كه حسين ميخواهد بنا ميكنيم و آرزومنديم حرف ما فهميده و هدف ما شناخته شود و چه مكاني بهتر است از مدرسه عامليه؟ آيا شعار تو بر سر در ورودي، «ذوالفقار» و «لافتي الا علي و لا سيف الا ذوالفقار» نيست. علي به دليل علاقه به خون و خونريزي كسي را نميكشت. او در برابر مظلوم ميلرزيد و اشك ميريخت و در برابر يتيم صورتش را مقابل آتش تنور ميگرفت و ميگفت: «اي ابوتراب بچش (مزه آتش را) اين سزاي كسي است كه ايتام را واگذارد». اين علي است كه در برابر يتيم ميلرزد. قرآن كريم ميفرمايد: «أرأيت الذي يكذب بالدين فذلك الذي يدعّ اليتيم و لايحضّ علي طعام مسكين»(107، 2 -1)( آيا آن را كه روز جزا را دروغ مي شمرد نديدي، او همانا كسي است كه يتيم را به اهانت مي راند ومردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد.) همانا اين راه ماست. ما قائل به اين راه هستيم و از خداوند ميخواهيم كه در پيمودن اين راه ما را ياري رساند. (براي روشن شدن حادثه كربلا) همه ابعاد آن را توضيح ميدهيم. تمامي اهداف و پيامدها را ذكر ميكنيم. آنگونه كه حسين انجام داد. اميدواريم كه اين عاشوراي ما و اين روزهاي ما، روزهاي زنده حسيني باشد. اين چنين ميخواست و اين چنين سفارش نمود. گريستن و بر پا كردن مجالس كافي نيست. حسين به اينها نيازي ندارد. حسين شهيد راه اصلاح است. «اني أريد الاصلاح في امه جدي ما استطعت» پس اگر در جهت اصلاح امت جدش كوشيديم، او را ياري رساندهايم و اگر سكوت كرديم يا مانع اصلاح شديم او را وانهادهايم و يزيد را كمك كردهايم. اي برادران! صفوف خود را انتخاب كنيد. صف يزيد يا صف حسين. به خدا قسم كه فكر نميكنم غير از صف حسين را انتخاب كنيد و جز به نداي حسين لبيك گوييد (حسيني) كه ميگويد: « هل من ناصر ينصرنا و هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله» السلام عليك يا اباعبدالله الحسين وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام الله ابداً ما بقينا و بقي الليل و النهار. اي كاش با تو بوديم. نميگويم كه اكنون با توييم. روزگار فرصت نداد كه در كنار تو باشيم و براي تو بميريم. ولي روزگار ما را از اينكه امروز با اسلام تو باشيم بازنمي دارد.والسلام عليكم. ---------------------------------------- پينوشت: [1] - لهوف، ص 181/ الاحتجاج، ج 2، ص 307. [2] - بحارالانوار، ج 2 ، ص 99. من دو چيز گرانمايه در ميان شما به امانت مي گذارم، كتاب خدا و عترتم. تا هنگامي كه به اين دو چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد و اين دو از يكديگر جدا نمي گردند، تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. [3] - بحارالانوار، ج 44، ص 366. پاره رسول خدا از او جدا نمي شود. [4] - بحارالانوار، ج 45، ص 199. هنگامي كه آن سرها ظاهر شد و خورشيدها بر تپه هاي جيرون تابيده شد، كلاغ ها قارقار كرد، به او گفتم خاموش مي شوي يا نه من انتقام خود را از پيامبر گرفته ام. [5] - فرزند هند نيستم اگر انتقام كارهايي را كه فرزندان رسول الله انجام داده اند، از آنها نگيرم. [6] - بحارالانوار، ج 44، ص 364/ لهوف، ص 63.خداوند خواسته كه تو را كشته ببيند [7] - بحارالانوار، ج 44 ، ص 364/ لهوف، ص 63.خداوند خواسته كه آنها را (زنان) اسير ببيند. [8] - آگاه باشيد كه هر كدام از شما كه با من بيايد كشته مي شود و هر كس نيايد هر گز به پيروزي نرسد [9] - بحارالانوار، ج 44 ، ص 366/ لهوف، ص 60. [10] - بحارالانوار، ج 44، ص 366. [11] - بحارالانوار، ج 44، ص 192. [12] - پيش از اينكه جنگ با شما را آغاز كنم جنگ با آنها را آغاز نكنيد. [13] - آيا نمي بينيد كه حق به كار بسته نمي شود و از باطل نهي. [14] - بحارالانوار، ج 44، ص 192. به خدا سوگند كه مرگ را جز سعادت و زندگي با ستم پيشگان را جز ملالت نمي دانم. * سخنراني امام موسي صدر در کلاس اعضاي ارشد جنبش امل به مناسبت عاشورا * ترجمه مهدي فرخيان (موسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر) انتخابات مجلس 8
موج شیعگی
بازيكن نيجريهاي تيم فوتبال سپاهان شيعه شدبازيكن اهل نيجريه تيم فوتبال فولاد مباركه سپاهان باحضور در مركز جهاني تخصصي حضرت ولي عصر(عج) (شعبه اصفهان ) با برزبان آوردن شهادت ثالثه ( اشهدان علياً ولي الله ) رسما "شيعه شدن خود را اعلام كرد . " كبير بلو " بازيكن اهل نيجريه كه پيش از اين مالكي مذهب بود پس از برزبان آوردن شهادت ثالثه گفت : من بدون هيچ تريدي به اين نتيجه رسيده ام كه تشيع نزديكترين و برترين راه براي تقرب به خداست . اين بازيكن 24 ساله افزود : من حدود 2 سال است كه به حقانيت تشيع پي برده ام و عبادات خود را براساس مكتب اهل بيت( ع ) انجام مي دهم . كبيربلو تصريح كرد : من باتمام وجود معتقد به فضيلت و عصمت اهلالبيت پيامبر اسلام( ص)هستم و براين باورم كه پيامبراكرم(ص)، امام علي ( ع ) را رسما به عنوان جانشين خود تعيين نمودند و در روز عيد غديرايشان را به مقام پيشوايي جامعه اسلامي منصوب كردند . وي افزود : پيامبر اسلام به مسلمانان فرمودند كه با آن حضرت به عنوان امير مومنان بيعت كنند . اين فوتباليست جوان ، نهضت عاشوراي حسيني و مجالس سوگواري امام حسين( ع) را از جذابترين شاخصهاي فرهنگ تشيع خواند و هدايت خود را مرهون آن دانست . انتخابات مجلس هشتم
لبیک یا حسین(ع)
سید حسن نصر الله:
نحن سوف نبقي هنا و سوف يبقي ندائنا و
اعظ يجب ان يفهم الامريكيون.
حسين... لبيك يا حسين يعني:
التَهمك الناس، و خَزلك الناس لبيك يا حسين:
هذه المعركه لبيك يا حسين يعني:
الستُشهِد، وهتز رأسه و اُلقيَ به الي اُمه
عن وجهه
كما بَيَّضتَ وجهي عند فاطمة الزهراءِ يوم
القيامة»
لبيك يا حسين يعني:
زوجها او اخاها او ابنها قامت الحرب و تدفعه
الي الجهاد لبيك يا حسين يعني:
الشهادة هذا يعني لبيك يا حسين
والختام:
***
گوش آمريكايي ها مي رسانيم.
معني لبيك يا حسين چيست.
هستي، هر چند كه تنهايي و مردم تو را
رها كرده باشند و تو را متهم و خوار
شمرند.
لبيك يا حسين يعني تو و اموالت و زن و
فرزندانت در اين معركه باشند.
ميدان دفاع مي فرستد و آن گاه كه
فرزندش شهيد شد و سر بريده اش به مادر
داده شد، مادر سر را به خانه برده و خاك و
خون آن را پاك كرده و به سر بگويد: «از تو
راضي هستم. پروردگار، چهرهات را روشن
بدارد، همان طور كه نزد فاطمهي زهرا
(سلام الله عليها) مرا روز قيامت رو سپيد
كردي.»
خواهري مي آيد تا پسر، همسر يا برادر
خود را لباس رزم بپوشاند و به ميدان رزم
روانه كند.
برادرش حسين عليه السلام جواز آرزو و
شهادت را ببخشد.
و به اين كلام خاتمه مي دهيم تا همه
بشنوند:
حاضريم.
همراه كفن، اسلحه حمل خواهيم كرد.
آخرین نوشته ها
فسیلی بزرگتر از شهر!! 30 درصد مديران آذربايجان شرقي همچنان پروازي هستند ایران، اسلام، و حکومت قانون روشهای مسئولین و مدیران ایران برای پاسخگویی و شفاف سازی (مسکن ها و واکسن ها) Islamism, fascism and terrorism راجر تانی ایران کیست؟ اگرهمه عاقل مي شدند، دنيا ويران مي شد. او کیست؟ او چیست؟ تکمله ای بر کلام کاندیدا - فقر و فساد و ... در ایران واقعه است یا واقعیت؟!!! گامی کوچک در مسیری ...! |
درباره وبلاگ
![]() sajediashan@yahoo.com آرشیو
پیوندها
قرآن مجید امام علی(ع) آستان قدس امام مهدی(عج ا.) امام خمینی(ره) دفتر مقام معظم رهبری انتشارات دفتر رهبری ریاست جمهوری سایت دولت سخنگوی دولت مجلس شورای اسلامی اخبار مجلس مجمع تشخیص مصلحت وزارت کشور وزارت امور خارجه وزارت علوم،تحقیقات وفناوری معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی سازمان ملل متحد روزنامه رسمی مرکز اسناد انقلاب اسلامی خانه احزاب دانشگاه علامه طباطبایی فلسطین یهود شناسی شهد شهادت شبکه علمی کشور اسلام شناسی حدیث بنیاد اندیشه اسلامی پرسمان تبیان فرهنگ توسعه/مقالات پژوهشگاه علمی ایران خانه کتاب کتابخانه کتابخلنه کنگره گنجینه شعر عکس و تصویر طنز جوک زبان آذری آموزش زبان رایانه بهداشت مقالات مدیریت مدیریت کلماتی مرکز آموزش مدیریت دولتی انجمن مدیریت ایران ماهنامه مدیریت مدیر تدبیر مدیریت راهبردی مدیران ایران پیام مدیریت مدیریت پروژه kaizen HBR EIPA گزیده مدیریت عصر مدیریت دانش مدیریت کمیته علمی مدیریت دولتی وبلاگ دانشجویان دانشگاه مدیریت دولتی در ایران نشریات ایران دیوان عدالت اداری ایران1404 درگاه خدمات الکترونیکی ایران هیئت حضرت علی اصغر(ع) صفحات تخصصی مدار و منشور حدیث خوبان باشگاه اندیشه مقالات سیاست اخبار عرفان و فلسفه وحدت جهانی تارنگاشت عدالت (( آکادمی نت )) webster-webster فرهنگ لغت فرهنگ فارسی و لاتین راهکار مدیریت مرجع دانش/ CIVILICA بازار کار استخدام زمین کره شبکه اطلاع رسانی مراغا خبرگزاری ایرنا خبرگزاری فارس پرتو سخن روزنامه کیهان روزنامه ایران انصار نیوز شیعه آنلاین شهروند امروز آی طنز نیوز ایران در جهان ایرانیان - UK فوروم ایران آمریکا دویچه وله ریانووستی بی بی سی فارسی نیویورک تایمز علیرضا رادیو فردا خبرنامه امیرکبیر tehrantimes IRTV نتایج آنلاین مسابقات ورزشی هم افزایی شمارش مهدی نریمانی دانلود کتاب PDF رتبه بندی سایتهای برتر آپلود عکس بلاگفا بلاگر پست گوگل پست یاهو راوی داریوش حسام حسام IRAN'S ELECTION 2009 دیپلماسی ایران مركز تعليمات اسلامی واشنگتن کارمندنیوز نقطه عطف گویا گویانیوز پیک نت کوروش نیوز ایرانیان آلمان عصرنو گفتنی شب آواز مسیرسبز تحول خواهی هم میهن رخداد نواندیش آینده نیوز فرارو عصرایران تابناک آفتاب ایران امروز تاریخ و فرهنگ ایران منازل نشانه دوستداران فقیه فقیه راه آزادی دنیابلاگ کلیپ سایت ایرانیان آلمان 2 قلم نیوز رضا طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
