|
بدون شرح
بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون
بدون شرح شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح بدون شرح
خودسوزی مرد فهیم در مقابل ملت سوزی مجلس عقیم!
خودسوزی مرد فهیم در مقابل ملت سوزی مجلس عقیم! به دو خبر سفید و سیاه ذیل توجه فرمایید: سرمایه؛ یکشنبه،۲۷/۱۱/۸۷: «پیش از ظهر دیروز، یک جانباز شیمیایی پس از موفق نشدن برای ملاقات با نماینده حوزه انتخابی اش، مقابل مجلس شورای اسلامی خود را به آتش کشید و جان سپرد. هرچند تا لحظه نوشتن این گزارش هنوز جانباز بودن این فرد اثبات نشده است اما موضوع از آنجا اهمیت بیشتری می یابد که بعد از گذشت کمتر از سه هفته از خودسوزی یکی از اهالی بم مقابل ساختمان ریاست جمهوری، این دومین باری است که در بهمن ماه سال جاری شهروندان ایرانی مقابل ساختمان های حکومتی دست به خودسوزی می زنند. چند سال پیش نیز جانباز دیگری در اعتراض به وضع معیشتی خودسوزی کرده بود. آتش... مرگ ساعت 30:11 دقیقه دیروز مردی حدوداً 50 ساله به ساختمان اداری و محل ملاقات های مجلس مراجعه کرده و خواستار ملاقات با نماینده حوزه انتخابی اش می شود. «وی پس از عدم موفقیت در ملاقات با این نماینده و خروج از مجلس، در خیابان روبه روی مجلس خود را به آتش می کشد.»این روایتی است که محمد علی پرتوی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس و نماینده سردشت در مجلس شورای اسلامی به «سرمایه» می گوید: «پس از انتقال مجروح به بیمارستان و جان سپردن او، پسر این مرد همراه نامه ای به مجلس مراجعه می کند و سراغ پدرش را می گیرد...» فرارو؛ ۲۷/۱۱/۸۷: «به گزارش خبرنگار ايلنا، علاءالدين بروجردي در جلسه علني روز يکشنبه در تذکر آييننامهاي با استناد به ماده 23 آييننامه داخلي مجلس با اشاره به خودسوزي فردي در روز شنبه روبهروي مجلس، گفت: در رسانهها و سايتها علت اين خودسوزي با دو عنوان عدم دادن وقت ملاقات توسط نمايندگان و همچنين جانباز بودن آن فرد، درج شده بود که هر دو موضوع خطا و غير واقعي است. ابتدا بایستی اشاره کنم منظور ما در این سیاهه تایید اقدام فردی که خود را سوزاند نیست، بلکه هدف ما تذکر و تنبه نیش داری نسبت به نمایندگان مجلس، و برائت از سستی، دنیازدگی و عجز و ناتوانی آنهاست.همچنین عزت و احترام بی پایان و شایان ستایش جانبازان و رزمندگان عزیز کشورمان را توتیای دیدگان خود می پنداریم. حال سوال اینجاست که برای مجلس و رییس مجلس جانباز و رزمنده بودن و نبودن انسانی که خود را با شعله های آتش از دردهای جامعه رهانده چه فرق و تفاوتی دارد. نخست باید از آقای علاءالدین بروجردی پرسید:این اتفاق چه ارتباطی به امنیت ملی و سیاست خارجی کشور دارد که شما کمسیون تحت ریاست خود را جهت شفاف شدن مسئله به جهاد فرا خوانده اید؟ آیا رییس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مسئول رسیدگی به امنیت ملی و سیاست خارجی است یا امنیت محوطه مجلس؟ اصلاً با استناد به کدام بند از ماده ۲۳ آیین نامه داخلی مجلس مبادرت به تذکری کرده اید؟ آیا نمایندگان از ملت و مردم ایران رای گرفته اند که برای جانبازان و رزمندگان عزیز نمایندگی کنند، یا نه مسئولیت سنگین تری دارند؟ چرا نزدیک به زمان انتخابات، مسئولین در جهت کسب آرا مردم با مشارکت بالا، نتنها ازدعوت آراء خاموش فروگذاری نمی کنند، شاید به دنبال خلق ملت و واردات مردم، و جعل شناسنامه هم بروند، ولی چرا در روز پاسخگویی تنها خود را در مقابل برش کوچکی از مردم مسئول می دانند؟ آیا اگر این فرد نیز مانند فردی که دو هفته قبل خود را در مقابل کاخ ریاست جمهوری سوزاند،رزمنده نباشد، مجلس بی تفاوت بوده و خواهد گفت به درک! و یک نکته مهم اینکه، حال که رییس مجلس اقرار می کند این فرد توانسته با آقایان محمداسماعیل کوثری نایب رییس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، حمیدرضا کاتوزیان رییسس کمسیون صنایع و حسین فدایی دیدار کند، و حال آنکه هر سه این اشخاص از افراد پر نفوذ مجلس و حتی کشور هستند، آیا باز توان راهنمایی و مساعدت به این فرد را نداشتند، و یا خدای نکرده اینها محتاج تر و درمانده تر از این فرد بودند؟ و شاید (بخوانید حتماً) هم نحوه برخورد ، جوابگویی و پذیرایی این نمایندگان، آن مرد را جهت ارتکاب به خودسوزی برانگیخته است!!! از قضا جانباز و رزمنده نبودن این فرد باید جای تعجب و تحیر باشد! چرا که جانبازان و رزمندگانی که دوران جنگ را دیده اند و فداکاری ها و مصیبتهای ملت را دیده اند که برای به قدرت رسیدن طایفه ای معدود چه رنجها بر خود هموار نموده اند باید به این روزگار اسفبار کشور اعتراض کنند و خود را آتش بزنند و بگویند آیا همان این کشوری است که ما از دست دشمن رهانیدیم و تحویل شما نمایندگان دادیم!؟ و گرنه از یک فرد بیکار و گرسنه و عصبانی و معتاد حتی شریعت هم انتظاری ندارد و خیلی از حرام ها را بر او حلال می کند. مهمتر اینکه باید به حال کشور عزا و ماتم بگیریم که وضعیت کشور به جایی رسیده که حتی فردی بیکار و بدهکار و معتاد و ... (به تعبیر رییس مجلس) هم احساس مسئولیت و خفت کرده، و حتی از دادن جان خود جهت بیدار نمودن مسئولان! خفته در خواب خرگوشی را دریغ ننموده است. در حالی که نمایندگان مجلس ... باید از رزمندگان و جانبازان هم پرسید، که شما را چه شده که ملت چنین به فلاکت و سیه روزی افتاده اند و شما آه بر نمی آورید، چرا بر نمایندگان مجلس نهیبی نمی زنید؟ باید از حافظان و تالیان و مفسران قرآن پرسید، چرا آیه "بای ذنب قتلت" را نمی خوانید؟، شما خانم عشرت شایق نماینده محترمه تبریز، که آیه فوق را دست مایه نوشتن مطلبی در حمایت و دلجویی از مظلومین غزه کردید، چرا دیگر این آیه را یادآوری نمی کنید؟ ای مدافعان سینه چاک اسلام ناب محمدی ای رهروان ولایت چرا حدیث"اگر مسلمانی بشنود که در دیار مسلمین، خلخال از پای زن یهودی درآورده اند، جای دارد که از غصه جان دهد" را زمزمه نمی کنید؟ ما هم می دانیم این آیات و احادیث، رهنمودهایی برای مجالس آمریکا و اروپا و ...است نه برای سرباران مردم ایران! البته باید اشاره کنیم که تنها یکی دو نفر نیست که چنین بیچاره و زمین گیر هستند و موی دماغ نمایندگان و دولتمردان شده اند، بلکه تقریباً ۳۰ میلیون از مردم ایران همین حکم را برای نمایندگان و دولتمردان دارند، که در دستشان مانده اند و نمی دانند چگونه از شر اینها خلاص شوند، آیا با یارانه نقدی و غیر نقدی آنها را سرپا نگهدارند، یا زیر چرخهای اقصاد آزاد له شان کنند، یا این چنین آنها را در انتخاب مرگشان آزاد بگذارند، ولی شاید راههای دیگری برای حل این مساله وجود داشته باشد!!! در ضمن آقایان هیئت رییسه مجلس، شما را با عده ای خاص در کشور مثلاً جانبازان و رزمندگان چه سر و سری است که چنین از خبر خودسوزی رزمنده یا جانبازی به تکاپو افتاده اید؟؟؟ فهیم بودن مردخودسوز، و عقیم بودن مجلس از این جهت است که آن مرد با اقدامش خودش را از زیر بار مسئولیتهای حقوقی اش رهاند، ولی مجلس در جهت پاسخگویی و ادای مسئولیت خود هیچ حرکتی ندارد و اگر دارد عقیم و ابتر می ماند که نمونه های آن فراوان است.
ختم کلام اینکه مردم از نمایندگان و دولتمردان هیچ انتظاری ندارند، چون باید از کسی انتظار داشت که علم و قدرت برآورده کردن انتظاری را داشته باشد و هدفش ایفای مسئولتش باشد، نه افرادی که هم و غم شان... . ولی این خواسته را داریم که حداقل با حرف ها ، تفسیرها و مواضع زهراگین خود نمک به زخم مردم نزنید، و اجازه دهید هرکس به درد خود بمیرد. تصمیم درست
دگر بار رقص قلم سید عطاءالله مهاجرانی ما را مجبور به معرفی و ذکر مطلب جدیدشان که با عنوان "تصمیم درست" در صفحه آخر روزنامه اعتماد ملی ۲۷/۱۱/۸۷ مطالعه کردم بازنداشت. ایشان می نویسند: گيرت ويلدرز رئيس حزب آزادي در مجلس هلند است. حزب او داراي 9 كرسي از 120 كرسي مجلس است. شهرت ويلدرز نه به خاطر اين است كه رهبر حزب است و نه اينكه او نماينده پارلمان است. او فيلمي را از طريق اينترنت منتشر كرد تا نشان دهد كتاب آسماني مسلمانان قرآن مجيد به تعبير او يك كتاب فاشيستي است و ريشه همه خشونتها. او يك بار هم درخواست كرد كه انتشار قرآن مجيد و توزيع آن در هلند و اروپا ممنوع شود. يادمان باشد كه رئيس حزب آزادي از موضع دفاع از آزادي طرفدار ممنوعيت انتشار قرآن مجيد شده بود. تهاجم به قرآن مجيد بيش از بيست سال پيش با كتاب آيات شيطاني رشدي آغاز شد. پيش از رشدي اين تهاجم در متون پژوهشي ديده ميشد. چنانكه رشدي هم يك بار به صراحت اعلام كرد كه بهعنوان دانشجوي تاريخ، داستان آيات شيطاني را از استادش مونتگمري وات آموخته است. به هر حال رشدي اهانت به قرآن مجيد و سب پيامبر اسلام و همسر و ياران او را نه در يك مقاله پژوهشي و يك كتاب دانشگاهي بلكه در يك رمان مطرح كرد. طبيعي بود كه چنين اقدامي آثار اجتماعي گسترده و ديرپايي را به همراه داشته باشد. غرب به معناي اروپا و آمريكا درباره آيات شيطاني اشتباه مهمي را انجام دادند؛ به جاي اينكه از رشدي انتقاد كنند كه با اهانت به كتاب آسماني مسلمانان، موجب بحران اجتماعي و فرهنگي شده است، او را تشويق كردند و انواع و اقسام نشانها و جايزهها را به او دادند. گيرت ويلدرز در حقيقت همان سخن رشدي را با روايتي ديگر از زبان تصوير مطرح كرده است؛ البته كاري سردستي و كاملا سطحي و شتابزده. دو نفر از نمايندگان مجلس اعيان انگليس از او دعوت كرده بودند كه فيلمش را در يكي از اتاقهاي مجلس اعيان نشان دهد. اتفاق غريبي افتاد! پليس انگلستان با دستور وزارت كشور، گيرت ويلدرز را در فرودگاه بازداشت كرد و او را به هلند باز گرداند و اعلام كرد كه حضور او به امنيت اجتماعي آسيب ميزند. رويترز هم گزارشي منتشر كرد كه ويلدرز شهيد راه آزادي بيان است يا تهديدي براي امنيت اجتماعي؟ ويلدرز هم در فرودگاه هيترو لندن با عصبانيت گفت: <گوردون براون نخستوزير انگلستان ترسوترين رهبر اروپايي است.> براي من اين واقعه كه درست همزمان با فتواي امام خميني، پس از بيست سال اتفاق افتاد، انديشهبرانگيز بود. به نظرم ميرسد نميتوان آزادي را از مفهوم مسووليت جدا كرد. نميتوان در تقابل آزادي اهانت به امر مقدس، امر مقدس را عادي و عرفي تلقي كرد و آزادي را آنچنان مقدس و مطلق كه نتوان بر آن نكتهاي گرفت. از يك سو فردي عصبي كه حتي در كنترل رفتار عادياش هم مشكل دارد و آشفتگي در نگاه و حركات دست و عضلات چهرهاش پيدا است، مجاز باشد هرچه خواست به قرآن مجيد كه روح جهان اسلام و مركزيت تمدن و فرهنگ اسلامي است و هر روز ميليونها نفر سپيدهدم خود را با قرائت آن آغاز ميكنند، اهانت كند. اما از سوي ديگر به ويلدرز نتوان گفت كه حق ندارد وارد انگلستان شود. یك عراده توپ جنگي دوره نادرشاه در مراغه كشف شد
ایرنا گزارش داد: یک عراده توپ جنگي دوره نادرشاه در مراغه كشف شد
تراب محمدي، روز چهارشنبه به خبرنگار ايرنا گفت: اين توپ جنگي در اثر گودبرداري و حفاري يك ساختمان مسكوني در جنب ميدان كوره خانه اين شهرستان از دل خاك بيرون آمد. وي با بيان اين كه قدمت اين توپ به سال يكهزار و ۱۵۱هجري قمري ميرسد، اضافه كرد: اين توپ جنگي داراي دو كتيبه بوده و در يكي از اين كتيبه ها محل ساخت اين توپ شهر كابل قيد شده است. محمدي اظهارداشت: در كتبه بالاي توپ عبارت حسب الفرما قضا جريان ولي نعمت عالميان سلطان عدل و احسان لشگر كش ايران و توزان نادر خان خلد الله ملكه به سعي بنده در گاه خوافين سجده گاه نوشته شده است. وي گفت: در وسط توپ نيز سازنده و محل ساخت آن مشخص شده كه عبارت است از محمد يار توپچي باشي در دارالملك كابل ....(مخدوش) ۱۰توپ يك من گلوله به استادي استاد يعقوب فرنگي ....( مخدوش) به اتمام رسيد. محمدي، افزود: اين توپ جنگي داراي ۲۴۰سانتي متر طول، بيش از يك تن وزن ، دو دسته با ارتفاع ۱۰سانتي متر و دوپايه به طول ۱۶سانتي است. وي گفت: اين توپ هم اكنون در محوطه اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مراغه قرار داده شده است. او با اشاره به اين كه اين توپ داراي نقش و نگارهاي زيبا بوده، خاطرنشان ساخت: با توجه به اين ويژگيها احتمالا اين توپ مخصوص دربار نادر شاه بوده است. مراغه با حدود ۳۰۰اثر تاريخي و تپههاي باستاني جزو ۱۰شهرستان تاريخي و فرهنگي كشور محسوب ميشود كه از اين تعداد حدود ۱۰۵اثر تاريخي اين شهرستان در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. آزادی از ترس
آزادی از ترس اونگ سان سوچی این نه قدرت، بلکه ترس است که فساد می آورد. ترس از دست دادن قدرت، صاحبان قدرت را فاسد می کند و ترس از تازیانه قدرت، مطیعان قدرت را. جمله فوق ترجمه طلیعه مقاله ای است از رهبر جنبش دموکراتیک برمه، یعنی خانم اونگ سان سوچی ( Daw Aung San Suu Kyi ) که با عنوان « آزادی از ترس » ( Freedom from fear ) به نگارش درآمده، و بارها مجلات بین المللی به آن پرداخته اند. خانم سان سوچی می نویسد: It is not power that corrupts but fear. Fear of losing power corrupts those who wield it and fear of the scourge of power corrupts those who are subject to it. Most Burmese are familiar with the four a-gati - the four kinds of corruption. Chanda-gati, corruption induced by desire, is deviation from the right path in pursuit of bribes or for the sake of those one loves. Dosa-gati is taking the wrong path to spite those against whom one bears ill will, and moga-gati is aberration due to ignorance. But perhaps the worst of the four is bhaya-gati, for not only does bhaya, fear, stifle and slowly destroy all sense of right and wrong, it so often lies at the root of the other three kinds of corruption. Just as chanda-gati, when not the result of sheer avarice, can be caused by fear of want or fear of losing the goodwill of those one loves, so fear of being surpassed, humiliated or injured in some way can provide the impetus for ill will. And it would be difficult to dispel ignorance unless there is freedom to pursue the truth unfettered by fear. With so close a relationship between fear and corruption it is little wonder that in any society where fear is rife corruption in all forms becomes deeply entrenched. Public dissatisfaction with economic hardships has been seen as …
شما می توانید ادامه مقاله را در نشانی زیر مشاهده و مطالعه نمایید: http://www.ovimagazine.com/art/2498 باید اشاره کنم که ترجمه این مقاله در نشانی زیر قابل دسترسی است. http://www.gozaar.org/template1.php?id=856&language=persian البته ترجمه دیگری که روان تر می نمود از مینو مشیری در فصلنامه «نگاه نو» شماره 87، ویژه مرداد 1387 به چاپ رسیده است.
تونس
تونس امروزه کشورهای مالزی، اندونزی، ترکیه، مراکش و البته «تونس» از نظر رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی، نتنها به الگویی برای کشورهای اسلامی و از جمله کشور ما، بلکه برای اغلب کشور های در حال توسعه، و حتی توسعه یافته تبدیل شده اند. پیشرفتهای رویایی مالزی همچون اسطوره ای برای ایران مطرح شده، و «نظام بانکداری اسلامی» این کشور شناخته شده است.رشد اقتصاد مبتنی بر بازار ترکیه، همیشه در موردکاوی های توسعه اقتصادی و خصوصی سازی مطرح بوده، و امروزه ثبات و پایداری قابل تحسین اقتصاد مبتنی بر بازار تونس، حاشیه امنی بر ای سرمایه گذاران خارجی در این کشور ایجاد کرده، و البته مدل رشد و توسعه نوین و کارآمدی را هم برای دولتمردان و اهالی اقتصاد معرفی کرده است. تونس نام کشوری عربی و مسلمان است که در شمال آفریقا بر کرانه دریای مدیترانه قرار دارد. این کشور از سوی غرب با الجزایر و از سوی شرق و جنوب با لببی هممرز است. پایتخت این کشور شهر تونس است.
کشور کوچک و کمجمعیت تونس، از معدود کشورهای آفریقایی است که با درک اهمیت جایگاه اقتصاد در محافل سیاسی توانسته از 22 سال بیش تا کنون مسير دشوار توسعه را با شتاب درخور توجهی بپيمايد، به طوری که اینک از این کشور به عنوان یکی از سرزمینهای آفریقایی که میتواند الگویی برای توسعه باشد نام برده میشود. ایجاد فضای باز اقتصادی خصوصی در تونس به خصوص در صنعت توریسم که یکی از درآمدزاترین بخشهای این کشور برای سرمایهگذاری به شمار میآید، در شرایطی که ركود و بحران اقتصادی گریبان آمریکا و سپس اروپا و آسیا را به ویژه در ۹ ماه نخست سال ۲۰۰۸ گرفت سبب شده سرمایهگذاران خصوصی در این کشور برای حفظ داراییهای خود دست به استراتژیهای نجات بخش بزنند. این روزها که اغلب صنایع دوران رکود خود را سپری میکنند و وضعیت اقتصادی مردم اروپا و آمریکا به شدت افت کرده است، صنعت توریسم در تونس به عنوان یكی از بخشهای كلیدی در اقتصاد این كشور همچنان باثبات و پررونق است. صنعت گردشگری دومین منبع تامین اشتغال تونس پس از كشاورزی به شمار میآید و این درحالی است كه ركود و بحران مالی جهانی بر اقتصاد تونس نیز سایه انداخته است، اما تضمین امنیت سرمایهگذاری، نگاه باز دولت به خصوصیسازی و حمایت از فعالان صنعت توریسم، ایجاد شرایط مناسب براي کاهش فشار ماليات و کاهش عوارض واردات براي سرمايهگذاران بخش خصوصي سبب شده است که سرمایهگذاران این بخش با حاشیه امنیت بیشتری بحران جهانی اقتصاد را نرم نرمک پشت سر بگذارند.
اگرچه شاخص GDP سال 2008 کشور تونس 2/1 کمتر از سال 2007 میلادی بوده است اما چنانچه بحران اقتصادی آمریکا را که سبب ورشکستگی و ایجاد اختلالات عظیم در نظام اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان شد در نظر بگیریم باید اعتراف کنیم که سیستم کنترل سرمایه در تونس به قدری خوب و محافظه کارانه رفتار کرده است که در مسیر توسعه یافتن دچار لرزش و سقوط شدید نشده است. به خصوص که بخش عمدهای از نظام اقتصاد خصوصی این کشور در دست سرمایهداران اروپایی و عرب تبار خاورمیانهای است و بحران جهانی اقتصاد به شدت بر قدرت مالی این سرمایهداران تاثیر گذاشته است؛ اما حمایتهای نظام بانکی تونس که در چند سال گذشته به شدت دوره سختی را تجربه کرده است، در شرایط فعلی سبب شده که دیوارهای امنیتی تونس خاطر بسیاری از سرمایهگذاران بخش خصوصی این کشور را از بابت ورشکستگی و به مخاطره افتادن اندوختههای در گردش آنان آسوده کند. منابع: ۱- ویکی پدیا؛http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3 ۲- دنیای اقتصادی؛ http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=145184 STRESS AND HOW TO STOP IT STIFLING CREATIVITY
STRESS AND HOW TO STOP IT STIFLING CREATIVITY I'd like to suggest that our genes have a considerable influence on the way we think and an understanding of why will help us enormously. Consider a simple experiment conducted whit a dog and a squirrel. The dog is placed several feel from an appetizing bowl of food. It is put on a leash. The leash runs away from the food, loops around a stake and then runs back to a post, next to food, to which it is attached. To reach the dog simply has to walk away from food, around the stake, thus unlooping the leash, and back towards the food; it is a simple detour problem. The dog will bark, whine, strain at the leash and eventually collapse exhausted but it's unlikely that it'll solve the problem. Now take the supposedly less intelligent squirrel and set it the same test. Perhaps surprisingly it will quickly head away frpm the food, loop around the stake and run back to collect its prize. It seems hard to blame the dog's lack of "lateral thinking" in this situation on its education. Why should this happen? متن فوق فرازی از فصل نخست کتاب مهم گری جانسون است که وی در این بحث به مسئله استرس و تاثیر آن بر نحوه واکنش و مدیریت انسان بخصوص از نظر نوع تفکر می پردازد و رابطه آن با ترشح آدرنالین را مورد بررسی قرار می دهد. مطالعه کامل این فصل نتایج خوبی را در اختیار شما قرار خواهد داد این کتاب در نشانی ذیل قابل شناسایی و دسترسی است.
توجه فرمایید:
توجه فرمایید: صفحات تخصصی مدار و منشور را در وبگاه ذیل مشاهده نمایید. غفلت نکنیم!
غفلت نکنیم! روزنامه اعتماد ملی چهارشنبه همین هفته سوال مهمی را، در صفحه نخست خود از ساحت آقای مهدی کروبی مطرح کرد، این سوال بعنوان تیتر یک روزنامه، و موضوع مورد نظر در نامه سرگشوده اقای کروبی، آنچنان بایسته و شایسته از سوی رسانه ها و بوِیژه رسانه ملی پیگیری نشد، اما بر همه ملت ایران است که حداقل در مورد این سوال ساعاتی را در خلوت تنهایی خود به تفکر بپردازند. سوال آقای کروبی این بود: سردار! از دخالت شما در انتخابات به كجا شكايت بريم؟ متن این سوال و نامه را می توانید در صفحه اول روزنامه اعتماد ملی، چهارشنبه، 5 بهمن 1387 ببینید جوانمرد رشید شهید!
جوانمرد رشید شهید این روزها یادآور رشادتهای جوانی رشید، هنرنمایی های رزمنده ای نظریه پرداز و جانبازیهای فرماندهی شهید می باشد. شهید حسن باقری، شهیدی که هر بار نام او را می شنوم سریع نام شهید مهدی باکری نیز در ذهنم خطور کرده، و یاد این دو مرا در عالم فکر و تحیر غوطه ور می سازد.
غلامحسين افشردي معروف به حسن باقري بي شك مغز متفكر سپاه پاسداران در سالهاي ابتدايي جنگ تحميلي بود.
در روز نهم بهمن ۶۱ سردار باقري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه به همراه ۵ تن از جمله شهيد بقايي كه درآن موقع مسؤوليت فرماندهي قرارگاه كربلا را به عهده داشت، در ساعت حدود ۸ صبح به منطقه عملياتي والفجر مقدماتي در فكه مي روند و در حوالي ظهر با اصابت گلوله خمپاره ۱۲۰ ميليمتري به درون سنگر، سردار دكتر مجيد بقايي شهيد شده و سردار غلامحسين افشردي معروف به حسن باقري پس از سه ساعت به شهادت مي رسد. آخرين كلام شهيد پس از ذكر شهادتين، نام مبارك امام حسين عليه السلام بود.
روحشان شاد و راه شان پر رهرو باد. منابع: http://www2.irib.ir/occasions/Bagheri%5Csardar%20bagheri.htm http://www.afshordi.blogfa.com دین و مطالعات فرهنگی
دین و مطالعات فرهنگی |
| با حمايت اداره محيط زيست آذربايجان شرقي انجام مي شود |
|
ورود پساب هاي سمي به درياچه اروميه
|
|
گروه اجتماعي، حميد رضا مير زاده؛ هنوز مدت زيادي از هشدار کارشناسان محيط زيست درباره خطر خشک شدن درياچه اروميه نگذشته است که اين بار، پساب هاي آلوده به مواد خطرناک از سوي يک مجتمع صنعتي به اين درياچه بين المللي سرازير شده است. انتقال پساب هاي آلوده به آمونياک و آرسنيک بيش از يک ماه است که از سوي يک مجتمع توليدکننده کربنات سديم (ماده اوليه صنايع شيشه، شوينده و کاغذ) در حال انجام است؛ که اين اقدام موجب خشک شدن اراضي اطراف مسير انتقال اين پساب ها و تغيير کيفيت آب هاي زير زميني منطقه شده است. اين در حالي است که فاطمه واعظ جوادي رئيس سازمان حفاظت محيط زيست يک سال قبل اين کارخانه را آلاينده خوانده بود و با تاکيد بر اين موضوع، دستور پيگيري ماجراي کارخانه از سوي بيوک رئيسي مديرکل محيط زيست استان آذربايجان شرقي صادر شده بود. اما چند روز قبل، رئيسي در گفت وگو با يکي از روزنامه هاي صبح، انتقال پساب اين کارخانه به حاشيه درياچه اروميه را راهکار حل بحران زيست محيطي اين کارخانه عنوان کرد.
اين اظهارنظر رئيسي، موجب واکنش فعالان محيط زيست در استان هاي آذربايجان غربي و شرقي شد. مهديه مصطفي پور شاد مديرعامل جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست آذربايجان غربي به خبرنگار ما گفت؛ بيش از يک ماه است که انتقال پساب هاي آلوده اين مجتمع صنعتي به حاشيه درياچه اروميه مي گذرد و اداره کل محيط زيست آذربايجان شرقي، اين کار را تنها راه حل بحران زيست محيطي اين کارخانه مي داند. وي درباره مواد آلوده کننده در پساب اين مجتمع توليدي گفت؛ طبق بررسي چند نفر از فعالان محيط زيست در مراغه، پسابي که از سوي اين کارخانه به حاشيه درياچه اروميه منتقل مي شود، علاوه بر نمک و آمونياک داراي آرسنيک است که ماده يي فوق العاده سمي و کشنده است. وي افزود؛ آنچه فعالان محيط زيست مراغه از مسوول فني اين مجتمع نقل مي کنند اين است که با احداث دو حوضچه تصفيه، مي توان آلودگي هاي موجود در پساب اين کارخانه را تصفيه کرد. اما اين مجتمع تاکنون اقدامي براي احداث حوضچه هاي تصفيه انجام نداده است. پور شاد که سمت دبير شبکه سازمان هاي غيردولتي زيست محيطي استان آذربايجان غربي را نيز عهده دار است، از تهيه نامه يي در اين باره به رئيس سازمان حفاظت محيط زيست خبر داد و گفت؛ در حال نگارش نامه يي به رئيس سازمان هستيم. محتواي نامه ما اين است که چرا با وجود محرز بودن آلايندگي اين مجتمع صنعتي اقدامي در خصوص تعطيلي يا اصلاح وضعيت آن صورت نگرفته است. پس از ارسال اين نامه به رئيس سازمان، محتواي آن را در اختيار رسانه ها قرار خواهيم داد. پيش از اين نيز بسياري از کارشناسان محيط زيست کشور نسبت به خطر نابودي درياچه اروميه هشدار داده اند، چرا که در حال حاضر 14 سد احداث شده، باعث کم شدن ميزان آب ورودي به تالاب بين المللي اروميه شده است. اين کارشناسان معتقدند در کمتر از 25 سال، درياچه اروميه خشک خواهد شد و خشک شدن اين تالاب ارزشمند، باعث شوري و غيرقابل کشت شدن خاک زمين هاي اطراف درياچه خواهد شد. علاوه بر اين، جاده ميان گذري که چندي پيش افتتاح شد، مانع جابه جايي آب از قسمت شمالي درياچه به جنوب درياچه شد. اين اختلال موجبات تغيير غلظت نمک در دو نيمه تالاب را به وجود آورد. در پي اعتراض سازمان هاي غيردولتي و کارشناسان استاندار آذربايجان غربي مامور اصلاح اين ميان گذر شد. اصلاح اين ميان گذر با احداث مجراهاي عبور آب در منطقه خاکريزي شده در درياچه امکان پذير است. اما اين ميان گذر بدون هيچ تغييري افتتاح شد و از طرف ديگر، استاندار آذربايجان غربي نيز از سوي سازمان حفاظت محيط زيست، به عنوان استاندار سبز شناخته شد. منبع: اعتماد،چهارشنبه، 2 بهمن 1387 - شماره 1872؛
|

