|
روز ارتش جمهوری اسلامی ایران
۲۹ فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران مبارک باد.
ارتش مظهر قدرت و ایمان است.
امیر سرلشکر عطاءالله صالحی فرمانده کل ارتش: افتخار ارتش این است که از درون خود را ساخته است نه اینکه از بیرون بیایند و آن را تجهیز کنند. (مصاحبه با خبرنگار صدا وسیما، ۲۹/۱/۸۸، نقل به مضمون)
علفهای هرز زودتر از بذرها جوانه می زنند!
علفهای هرز زودتر از بذرها جوانه می زنند! اگر با مزرعه و کشتزار آشنایی داشته باشیم، یا سری به مزارع، کشتزارها، شالیزارها و بستانها زده باشیم خواهیم دید که پس از کاشت و بذر افشانی بهاری، بر خلاف انتظار! ابتدا شاهد جوانه زدن و رشد و نمو علف های هرز خواهیم بود، و بذرها با تاخیر و وقفه زمانی مشخصی رشد خواهند کرد. حتماً همه واقفیم که این علف های هرز آفت مهمی در رشد و تولید و ثمر دهی جوانه های کشت داده شده خواهند بود، بدین سان در راستای دفع و رفع این معضل کشاورزان و برزگران دست به راه های مقابله می زنند، و لذا پس از مدتی، قبل از اینکه این دست از علفها به اندازه زیان باری رشد کنند، با سمپاشی و هرس کاری به حذف و مقابله با آنها اقدام می شود. و حتی گاه چندین و چند بار، و گاه به طور متناوب دست به هرس کاری می زنند تا میوه و ثمر اصلی مزرعه در امان مانده و تا مرحله باردهی در بستری به دور از آفات، به رشد و نمو خود ادامه دهد. همین وضعیت در بافت و زمینه دیگر قابل تصور است و آن همانا جامعه اسلامی نوین در کشور ماست. این روش و مکانیزم در جامعه نیز قابل ردیابی است، آنجا که پس ایجاد و تثبیت جامعه جدید، جهت جلوگیری از بروز و نفوذ انحرافات و آسیب های اجتماعی و سیاسی، بحث آسیب شناسی های اجتماعی مطرح می شود، و با روش های خاص جامعه شناختی جامعه در جهت زدودن آسیب های موجود، یا پیشگیری از آسیب های محتمل هدایت می شود، که همانا ((امر به معروف و نهی از منکر)) تداعی کننده این مفهوم است. اما نکته مهم این است که در این فرآیند نقش اصلی و عملیاتی همیشه باید به عهده مردم باشد. پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری باغبان دلسوزی چون امام خمینی(ره) و تاسیس و تثبت مزرعه معطر و مبارک جمهوری اسلامی ایران، بایستی انتظار کشت ثمراتش را داشته باشیم. اما بر اساس آنچه که قبلاً مذکور افتاد و انتظار می رفت، در انقلاب اسلامی نیز طبیعتاً علف های هرز زودتر از بذرها جوانه زدند، و شروع به ارتزاق و رشد و نمو نمودند، ولی به دلیل مسائل و مشکلات و توطئه های فراوان، و قلت تجربه سیاسی و اجتماعی مردم، هنوز مردم فرصتی و اراده ای جهت هرس کاری اجتماعی به دست نیاورده اند، و دقیقاً به همین خاطر است که تاکنون آرمانهای رفیع و مترقی انقلاب اسلامی آنچنان که باید و شاید جامه عمل نپوشیده اند، هر چند که این اهداف و آرمانها خواسته و توصیه اصلی مردم ، امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری بوده و هستند. اکنون دوباره حال و هوای انتخابات در جامعه سایه افکنده، و تاثیر شگرف و شورانگیز این برنامه اجتماعی در لایه های مختلف جامعه قابل استشمام است. امید آن است که آحاد مردم کشورمان با مشارکت، شرکت، دقت، تحقیق و مطالعه در این انتخابات و سایر انتخابات های ادواری کشورمان بتوانند؛ دانش، توانش، زمینه ها، نیروها و اراده های عمومی را جهت ((هرس کاری)) سیاسی و اجتماعی در جامعه رقم زنند؛ که چنین تحولی هم موجبات پیراستن انقلاب اسلامی را فراهم می آورد، و هم زمینه تحقق هرچه سریعتر و مطلوبتر اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را نوید می دهد. توجه فرمایید:
توجه فرمایید:
صفحات تخصصی مدار و منشور را در وبگاه ذیل مشاهده نمایید. مطالبی در خصوص مدیریت دولتی و کشورداری
در جستجوی وطن
در جستجوی وطن! "گفت و شنودی" پیرامون "وطن" عده ای وطن را محل تولد انسان می پندارند، برخی وطن را مکانی که انسان در آن رشد و نمو پیدا کرده قلمداد می کنند، عده ای وطن را جایی می خوانند که با زبان و کلام انسان هماهنگی و یکسانی داشته باشد، گاه می گویند وطن جایی است که با فرهنگ و اخلاق انسان تطابق و سازگاری داشته باشد، همچنین وطن را محل زندگی اسلاف و گذشتگان و اقوام انسان خطاب می کنند، حتی وطن را جایی می گویند که انسان بیشترین عمرش را در آنجا سپری کرده باشد، و بیشتر وطن را جایی یا کشوری می پندارند که شناسنامه ما معرف آن کشور باشد(اینجا). در کنار این تعاریف، تعاریف دیگری هم هستند، آنجا که عده ای می گویند وطن جایی است که در آنجا پول باشد، و نیز می گویند وطن جایی است که تو در آنجا متدین خوبی بوده و بنده شایسته تری برای خدا باشی، و باز کسانی هستند که می گویند وطن به معنی خاص وجود ندارد هر جا را که بپسندی وطن توست، و گاه می گویند زمین را خدا برای بشر آفریده و کل زمین می تواند وطنی برای انسان باشد(جهان وطن گرایی). حال این وطن، میهن، شهرزاد و یا همان زادگاه اصلی که می گویند، گمشده ماست! نه گمشده! پاسخ سوال ماست!، نه، جواب تحیر و تعجب ماست!!! می توانم بگویم وطنم خاورمیانه است. چون همه مردمی مسلمان هستیم و بر سر سفره مشترک سیاهی به نام نفت "نشسته ایم" و از آن ارتزاق می کنیم! در آن صورت؛ آیا نمی گویند که "مگر در وطن، مردم محترمانه و مسالمت آمیز معاشرت نمی کنند، در حالی که در خاورمیانه همه کشورها بر روی هم شمشیر را از رو بسته اندُ و آحاد مردم را بر علیه همدیگر می شورانند! اگر خاورمیانه وطن ماست جالبتر اینکه، پس چرا همین اسلام عزیر و نفت بی بدیل را دستاویزی جهت نابودی همدیگر قرار داده اند؟! ". اما از طرفی هم می توان اقرار کردکه: در آن واحد مردمان و مهاجرانی از همین خاورمیانه آرام و مسالمت آمیز در ینگه دنیا با هم زندگی می کنند، و وحدت در عین کثرت، و کثرت در عین وحدت عینیت کامل پیدا کرده است! از طرف دیگر، اگر خاورمیانه وطن ماست، پس چرا کسی بر سر صهیونیست ها نهیب نمی زند، که به چه دلیلی از چهار گوشه دنیا جمع شده اید خاورمیانه و دست به هر جنایتی می زنید؟!!! اگر بگویم وطنم ایران است، چون ملیت این کشور را داریم و شناسنامه اش را همچنین. در ایران در انتخابات شرکت می کنیم، رییس جمهور معرفی می کنیم و از وی انتظار! پاسخگویی داریم و مالیات می دهیم و از دولت انتظار! خدمات داریم! آیا نمی گویند، چگونه است که ایران وطن توست ولی تو کاملاً بی خبر از پستوها و اندرونی های کشور!. در حالی که تو با یک کلیک کردن از خط به خط، و کلمه به کلمه برنامه ها و اقدامات دولت آمریکا با خبر می شوی و حتی نظرت را هم می توانی ابراز کنی. چگونه است که تو در ایران حتی بودجه سالیانه شهرتان را هم نمی دانی ولی کل درآمد سالیانه رییس جمهور سابق و نخست وزیر فعلی روسیه را می دانی(اینجا)! اگر بگویم: وطن ما آذربایجان است، چون زبان و فرهنگ ما آذری است! آیا نمی گویند، کدام زبان آذری؟ مگر شما در مدرسه و روزنامه و ... زبان آذری خوانده اید؟ مگر زبان آذری بلدید؟ مگر اثری از زبان آذری باقیست!؟ شاید تنها در آمریکا بتوانی مدارسی را ببینی که هر نژاد و فرهنگی آموزش و زبان محلی خاص خود را دارد، حتی در دل پایتخت آمریکا! اگر بگویم وطنم مراغا است چه خواهند گفت؟ می گویند "مراغا" دیگر چیست؟ و کجاست؟!!! هدیه: با وطن دوست بزرگ، و ((سرباز ملی)) کلنل محمدتقی خان پسیان آشنا شوید(اینجا). مراغا: ماراغا یا مراوا، یا همان به اصطلاح مراغه؛ شهری در آذربایجان شرقی. اشک روان
انا لله و انا الیه راجعون اشک روان امروز با خبر شدم که مادر گرامی دوستان بزرگوارمان آقایان میرزایی به رحمت خدا پیوسته اند، ضمن تاسف و تالم خاطر از این مصیبت، عرض تسلیت و تعزیت خود را محضر این دو برادر بزرگوار عرض می نمایم. کل من علیها فان ويبقى وجه ربك ذو الجلال والإكرام(الرحمن، 26 و 27) و حرفی دیگر؛ دیروز پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، مقابل مسجد الجواد در میدان هفت تیر، ناگهان دو آقا و خانم کهنسالی را دیدم که هر دو، و البته بیشتر خانم ایشان، با سرعت و نشاط و چابکی قابل تحسینی پیاده در حال حرکت بودند. با وجود اینکه در تهران چنین صحنه ای عادی و فراوان است ، و طول عمر، امید به زندگی و وضعیت سلامتی کنهسالان در حد قابل قبولی است، اما در این صحنه در آن واحد، حالت قبض و بسط عجیبی به من دست داد.من ضمن اینکه از این صحنه خوشحال شدم و حالت بسطی مرا در خود فرو برد مبنی بر اینکه دو فرد مسن چنین سالم و سرزنده زندگی می کنند، ولی بلافاصله با خود گفتم: "چرا خانمها و حتی دختران سایر مناطق ایران چنین سرحال و سرزنده و چابک نیستند؟ چرا سهم آنان از زندگی فقط مرارتهای خانواده است؟ چرا زنان مناطق محروم و دور افتاده، در جوانی و میانسالی، به بهانه سکته، سرطان، فشار خون، تومور، ... مجبور به وداع با زندگی می شوند؟" پس از این سوالات ذهنی بود، که آشفتگی خاطر و افسوس و حسرت عجیب و عمیقی به من دست داد، و شعله سوزانی از درون مرا متوجه برخی ناملایمتی ها، کوتاهی ها و یا نابسامانی ها می کرد! و امروز حرارت شعله های دیشب وجودم را سوزاند، زمانی که از داود شنیدم که مادر میانسالشان در عین ناباوری بر اثر ناراحتی جزئی ناشی از فشار خون دار فانی را وداع گفته اند. در این فرصت من ضمن تسلیت مجدد خدمت برادرانمان آقایان میرزایی و خانواده معززشان، برای آن مرحومه طلب غفران و آمرزش الهی و درجات رفیع اخروی دارم. اما ضمن درخواست صبر و اجر از درگاه خداوند برای برادرانمان آقایان میرزایی، هرگز به ایشان توصیه نمی کنم که از اشک و گریه بپرهیزید، بلکه می گویم هر بار دلتان شکست، و هرچه در وسع تان بود، اشک روان در فراق مادرتان بریزید.
سی بهار مراغا
سی بهار مراغا امروز صبح (دوشنبه ۱۷ فرردین ۱۳۸۸) از ساعت ۷:۲۰ دقیقه الی حدوداً ۹:۱۰ دقیقه ویژه برنامه نوروزی شبکه سه سیما تحت عنوان "سی بهار" بصورت زنده از شهر مراغا اجرا و پخش شد. که در آن علاوه بر معرفی شهر، نمایش برخی از جاذبه های گردشگری شهر، مصاحبه با شهروندان، تنی چند از مسئولان شهری و استانی نیز حضور یافته و به گفتگو و مصاحبه پیرامون شهر مراغا پرداختند. در اینجا ما فرصت را غنیمت شمرده و از تک تک شهروندان حاضر و مشارکت کننده در این برنامه، مجریان و دست اندرکاران رسانه ملی، و مسئولین محترم شهری تشکر و سپاسگزاری می کنیم. اما از اشاره به برخی نواقض و ضعفهای شکننده این مراسم نیز فروگذاری نکرده، و از روی تذکر و خیرخواهی مورد اشاره قرار می دهیم. ۱- ای کاش مسئولین این آمادگی و اطلاعات را در خود ایجاد می کردند، که حداقل اگر در حد نام و نشان مراغا ظاهر نشوند، دست کم به اندازه ای که اصطلاحاتی چون علم و فرهنگ و تاریخ را تکرار می کردند، با دانش و اطلاعات در مقابل دوربین ظاهر می شدند، و اگرچه از آنان انتظار اطلاعات و دانش تحقیقی و پژوهشی نیست! ولی حداقل باید با داده ها و آمار های رسمی و اداری مفید و مستند، خود را به مراسم می رساندند. ۲- چه ایرادی داشت که سازمانها و ادارات مسئول و مرتبط، تعدادی صندلی جهت نشستن حضار، و مانیتور یا صفحه نمایشی جهت تماشای تلویزیونی برنامه توسط حضار که با همراهی خود به برنامه و مجریان و مهمانان آن اعتبار و آبرو دادند، تهیه می کردند، تا آنها با نظم و آرامش درخور شان شهر مراغا به برنامه رونق و صفای خاطرانگیزی می دادند. شهروندان که هیزم تنور برنامه های اجتماعی و شهری نیستند!!! ۳- واقعاً در آن مراسم کسی نبود که ویژگی های شهر را آنچنان که بایسته و شایسته است تصویر کند، جای تعجب است که حتی نور سد بزرگی چون علویان نیز به چشم مسئولین نتابید! ۴- ...
توپ فروپاشی های نفتی در زمین تیم ملی فوتبال
توپ فروپاشی های نفتی در زمین تیم ملی فوتبال کشور ما کشوری نفتی است که بشترین حجم درآمدهای سالیانه آن مربوط به صادرات نفت و فراورده های نفتی می باشد. اما در کنار تمامی فواید و مضرات وابسته بودن اقتصاد کشور به صادرات نفت، معضلی وجود دارد که از هر نظر برای کشور و جامعه تکان دهنده است و آن وابستگی وضعیت کشور به قیمت نفت است. یعنی با افزایش و کاهش قیمت نفت تکانه ها و نوسانات و تغییرات اساسی را در عرصه کشور شاهد می شویم. پس از افزایش بی سابقه قیمت جهانی نفت در سالهای گذشته موج تاثیرات آن نیز در کشور مشخص تر می شد. یعنی چاره هر کار، و جواب هر مسئله ای را در اختصاص بخشی از منابع مالی حاصل از درآمدهای نفتی می بینند. و از جمله اینها فوتبال است. متاسفانه و صد متاسفانه در حال حاضر مسئولین کشور با اتخاذ رویکردی ماتریالیستی چاره هر کار را در تزریق منابع مالی و پولی نجومی می بینند. ولی مهم این است که چنین روشی اصلاً روش مطمئنی نبوده و در شرایط و موقعیتهای مختلف نتایج متفاوتی را رقم خواهند زد، و هرگز جایگزین روشهای عقلایی، مدبرانه و علمی نخواهند شد. شاید با تزریق دلارهای نفتی بتوانی باشگاههای پرزرق و برق داشته باشی، و بازیکنان آنچنانی به خدمت بگیری، و قرار دادهای نجومی با مربیان ببندی ولی هرگز نخواهی توانست تیمی یکپارچه و مقتدر را راهی میادین ورزشی در عرصه های جهانی بکنی، همچنان که می بینیم دیروز (شنبه 8 فروردین 1388)در ورزشگاه آزادی و در مقابل هزاران تماشاگر و حتی با حضور رییس جمهور، مات تیم ملی عربستان شدیم. و دیدیم که در زمین بازی، نه دلارهای نفتی بلکه، تکنیک و توانایی های فردی و گروهی تیم ملی عربستان بود که بازی می کرد، توپ را می گرداند و زمین داری می کرد. شاید بتوان با دلارهای نفتی صحنه هایی! از رشد و پیشرفت علمی و تکنولوژیک!، رشد اقتصادی!، رشد ورزشی!، موفقیت های سیاسی! پیروزی در انتخابات! و ... را تصویرسازی کرد!!!، اما نمی توان حقیقت را ملکوک، و تاریخ را واژگون کرد ، و مردم را دور زد، و در روز واقعه، و لحظه مبادا نتیجه ای گرفت. همانطور که دیروز در دیدار تیم ملی فوتبال ایران با عربستان، همانند رقابتهای جهانی کشتی در تهران، نتیجه را باختیم. و بدین ترتیب فروپاشی تیم ملی فوتبال ایران حلقه دیگری به زنجیره فروپاشی های برآمده از "سیاستهای ماتریالیستی نفتی" در دوران کنونی کشور افزود! خاکسپاری نوروز در مراغا !!!
خاکسپاری نوروز در مراغا !!! (مراغا: ماراغا یا مراوا، همان به اصطلاح مراغه، از شهرهای استان آذربایجان شرقی) امسال که مثل سایر میلیونها ایرانی غیر تهرانی مقیم تهران، با فرارسیدن نوروز، طبق عادت و قانونی نانوشته، عازم «سفر نوروزی!» شدیم تا سال نوین را در ولایت خویش تحویل بگیریم، باز هم در اثر جو تهران و فضای رسانه ای، توقع و انتظاری مصنوعی از مسافرتهای نوروزی، ..... یار نوازشگر و قصه گوی ما شده بود، تا با ورود به شهرمان به نظاره برنامه ها و امکانات خاص نوروزی بپردازیم. اما عکس برعکس بود!، و از قضا ترانگبین صفرا فزود!، و یخ همه خوش خیالی ها یا خیالبافی های ما آب شد! و تمام رشته های ما پنبه گردید! حال شرح ماجرا: 1- آری، گویا دوباره صفحه داستان فرزند قوی پنجه و درشت خوی و مادر پیرش، آنجا که با فراموشی دوران پستی و کودکی بر مادر خود بانگ زد، در تاریخ تجدید چاپ می شود. با این تفاوت که این بار جای آن فرزند قوی پنجه را کشوری به نام ایران، و نقش آن مادر پیر و رنجدیده را منطقه ای به نام آذربایجان گرفته اند. ایران فرزند آذربایجان است، و آذربایجان در حکم مادر ایران، ولی از بد روزگار امروز این فرزند است که نمک نشناسی کرده و مادر خود را عاق می کند. در ایام قبل از تعطیلات نوروز تا امروز که چهارمین روز از نوروز است، گویی آذربایجان کشوری سوای ایران است، در حالی که مکرراً از استانهای مختلف ایران، شامل؛ خراسان، کرمان، تهران، گلستان، اصفهان، خوزستان، هرمزگان، لرستان، .... گزارشهای پی در پی نوروزی و مسافرتی از شبکه های مختلف صدا و سیما پخش می شود، ظاهراً در آذربایجان سال تحویل در اوایل دی بوده است!، که هیچ گزارش و خبر قابل تاملی از نوروز و مسافرتهای نوروزی در آذربایجان تهیه و پخش نشد. درست است که پس از انقراض سلسله قاجاریه، این وضعیت دهها سال است که بر سرنوشت آذربایجان مستولی شده است، ولی، ای...منظورتان چیست و آخرش چی؟!!! (بجای نقطه چین، نژادپرست، ظالم، ترسو، فاسد، پان ایرانیست، شووینیست، قومیت گرا، فارس پرست، و ... قرار ندهید!. و اگر شما اعتراض دارید که اصطلاح «فارس پرست» مناسب نقطه چین است، برای اینکه رییس جمهور در پیام نوروزی خود، نوروز را تنها به «فارس زبانها» تبریک گفت. در جواب اعتراض شما، می گوییم: شما «عطاء» و گذشت پیشه کنید!!!) 2- مسئولین دولتی درمراغا نیز گل کاشته بودند، و مراغا را همچون گلستانی برای میهمانان و مسافران نوروزی آماده کرده بودند، مثلاً؛ 3- رودخانه صافی که منبع مهم گردشگری است، خشکانده! شده بود، و این در حالی است که تامین آب کف رودخانه نباید مشکل و مانعی داشته باشد، الا ... !!! . 4- شست و رفت ها، و لکه گیری های معابر و خیابانها که چشمگیر!!! بود. 5- محوطه سازی و آماده سازی های آثار باستانی که چهره این آثار را «واقعاً دگرگون!» کرده بود. در حالی که چند سال پیش کشمکش شدیدی میان یونسکو، شورای اسلامی شهر و شهرداری اصفهان، و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به پا شده بود، از این قرار، که با ساختن مجتمع «جهان نما» دید و منظره میدان نقش جهان یا امام خمینی اصفهان اصالت خود را از دست داده، و یونسکو راجع به پرونده «اثر جهانی بودن» آن تجدید نظر خواهد کرد، و در نتیجه بنایی به آن عظمت را باید تخریب کرد، که در نهایت حکم به نفع میدان نقش جهان بریده شد. عجبا که ما امروز می بینیم در کنار دو برج تاریخی شهر مراغا یعنی کبود و مدور، آن هم در مرکز شهر، با ساختن یک مجتمع تجاری کل منظره و ترکیب محوطه این دو برج بشدت تحت الشعاع قرار گرفته است، البته به نظرم، همین که برای ساختن مجتمع بزرگتر یا جدیدتر و یا اغراض دیگر!، این دو برج تخریب و منهدم نشده اند جای شکرش باقیست!!! 6- اغلب دیده ایم که وقتی بنا به ضرورتی خیابان یا مسیری را «یک طرفه» می کنند، هدف تسهیل ترافیک می باشد، بدین معنی که بخاطر سنگین بودن ترافیک مسیری در جهتی خاصی، آن مسیر را یک طرفه می کنند تا ترافیک و در نتیجه شهر روان تری را شاهد باشیم. اما در مراغا این موضوع نتنها بر عکس، بلکه عجیب و غریب، بهتر بگویم «استثنائی» است. انتظار این بود، با یک طرفه نمودن برخی خیابانهای اصلی در مرکز شهر، از چهار باند قابل کاربری آن خیابان، یک باند ویژه برای عبور تاکسی، و سه باند در مسیر بالعکس برای سایر خوردروها فراهم شود، و شاهد توقف خودرویی در آن مسیر نباشیم. اما بطور معجزه آسایی!، یک باند برای مسیر ویژه تاکسی ایجاد شده است، و از سه باند مسیر بالعکس، دو باند برای پارک نمودن خودروها، و تنها یک باند برای عبور خودروها ساخته و پرداخته! شده است، و عملاً وضعیت بمراتب وحشتناک تر شده است!!! 7- وقتتان را نگیرم،این قصه سری دراز دارد!!! آخرین نوشته ها
فسیلی بزرگتر از شهر!! 30 درصد مديران آذربايجان شرقي همچنان پروازي هستند ایران، اسلام، و حکومت قانون روشهای مسئولین و مدیران ایران برای پاسخگویی و شفاف سازی (مسکن ها و واکسن ها) Islamism, fascism and terrorism راجر تانی ایران کیست؟ اگرهمه عاقل مي شدند، دنيا ويران مي شد. او کیست؟ او چیست؟ تکمله ای بر کلام کاندیدا - فقر و فساد و ... در ایران واقعه است یا واقعیت؟!!! گامی کوچک در مسیری ...! |
درباره وبلاگ
![]() sajediashan@yahoo.com آرشیو
پیوندها
قرآن مجید امام علی(ع) آستان قدس امام مهدی(عج ا.) امام خمینی(ره) دفتر مقام معظم رهبری انتشارات دفتر رهبری ریاست جمهوری سایت دولت سخنگوی دولت مجلس شورای اسلامی اخبار مجلس مجمع تشخیص مصلحت وزارت کشور وزارت امور خارجه وزارت علوم،تحقیقات وفناوری معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی سازمان ملل متحد روزنامه رسمی مرکز اسناد انقلاب اسلامی خانه احزاب دانشگاه علامه طباطبایی فلسطین یهود شناسی شهد شهادت شبکه علمی کشور اسلام شناسی حدیث بنیاد اندیشه اسلامی پرسمان تبیان فرهنگ توسعه/مقالات پژوهشگاه علمی ایران خانه کتاب کتابخانه کتابخلنه کنگره گنجینه شعر عکس و تصویر طنز جوک زبان آذری آموزش زبان رایانه بهداشت مقالات مدیریت مدیریت کلماتی مرکز آموزش مدیریت دولتی انجمن مدیریت ایران ماهنامه مدیریت مدیر تدبیر مدیریت راهبردی مدیران ایران پیام مدیریت مدیریت پروژه kaizen HBR EIPA گزیده مدیریت عصر مدیریت دانش مدیریت کمیته علمی مدیریت دولتی وبلاگ دانشجویان دانشگاه مدیریت دولتی در ایران نشریات ایران دیوان عدالت اداری ایران1404 درگاه خدمات الکترونیکی ایران هیئت حضرت علی اصغر(ع) صفحات تخصصی مدار و منشور حدیث خوبان باشگاه اندیشه مقالات سیاست اخبار عرفان و فلسفه وحدت جهانی تارنگاشت عدالت (( آکادمی نت )) webster-webster فرهنگ لغت فرهنگ فارسی و لاتین راهکار مدیریت مرجع دانش/ CIVILICA بازار کار استخدام زمین کره شبکه اطلاع رسانی مراغا خبرگزاری ایرنا خبرگزاری فارس پرتو سخن روزنامه کیهان روزنامه ایران انصار نیوز شیعه آنلاین شهروند امروز آی طنز نیوز ایران در جهان ایرانیان - UK فوروم ایران آمریکا دویچه وله ریانووستی بی بی سی فارسی نیویورک تایمز علیرضا رادیو فردا خبرنامه امیرکبیر tehrantimes IRTV نتایج آنلاین مسابقات ورزشی هم افزایی شمارش مهدی نریمانی دانلود کتاب PDF رتبه بندی سایتهای برتر آپلود عکس بلاگفا بلاگر پست گوگل پست یاهو راوی داریوش حسام حسام IRAN'S ELECTION 2009 دیپلماسی ایران مركز تعليمات اسلامی واشنگتن کارمندنیوز نقطه عطف گویا گویانیوز پیک نت کوروش نیوز ایرانیان آلمان عصرنو گفتنی شب آواز مسیرسبز تحول خواهی هم میهن رخداد نواندیش آینده نیوز فرارو عصرایران تابناک آفتاب ایران امروز تاریخ و فرهنگ ایران منازل نشانه دوستداران فقیه فقیه راه آزادی دنیابلاگ کلیپ سایت ایرانیان آلمان 2 قلم نیوز رضا طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
